Machine transcription
(٤٣)
من قیاس از سیستان دارم که او شهر منست
وز پی خویشان ز شهر خویشتن دارم خبر
شهر من شهر بزر گست و زمینش تا مدار
مردمان شهر من در شیر مردی نامور
تا خلف را خسرو ایران از انجا بر گرفت
در ستم بودند از بیداد هر بیداد گر
بر کشیدند از زمین و با غها سروو سمن
باز کردند از سرای و کاخها دیوار و در
هر سرائی کان نکوتر بودو آن خوشتر نمود
همچو شا رستان قوم لوط شد زیرو زبر
کدخدایانش خریده خانه ها بگذاشتند
زن زشوی خویش دور افتاد وفرزند از پدر
پوشه ایران حدیث سیستان پوشیده ماند
سالها بودند مسکین از غم و خون جگر
چون شه مشرق وزارت را بخواجه باز خواند
بیشتر شغلی گرفت از شغل خوا جه بیشتر
عالمان را باز خواند و مردمانرا بار داد
شوی بازن گشت وزن با شوی و مادر با پسر
خانها آباد گشت و کا خها بر پای شد
با خضر شد بار دیگر با غهای بی خضر
روز گار سیستانرا با فزکوئی عدل او
باز نشناسم همی از روزگار زال زر
از ولایتهای سلطان سیستان بر گوشه ایست
نیست از انصاف آن از عدل او نا بهره ور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
