Machine transcription
(١٠٠)
پیش آمدی خشتی کوتاه دسته قوی بدست گرفتی و نیزه ای
ستبر کوتاه تا اگر خشت بینداختی و کاری نیامدی آن نیزه
بگذاردی و بزدی و شیر را برجای بداشتی آن بزور وقوت خویش
بکردی تا شیر می پیچیدی بر نیزه تا آنگاه که سست شدی
و بیفتادی و بودی که شیر ستیزه کارتر بودی غلامان را فرمودی
تا در آمدندی و به شمیر و نا خچ پاره پاره کردندی این روز
چنان افتاد که خشت بینداخت شیر خویشتن را دزدید تا خشت
باوی نیامد و بر سرش بگذشت امیر نیزه بگذارد و بر سینه وی
زخمی زد، استوار، اما امبر از آن ضعیفی چنانکه بایست، بر جای
نتوانست داشت و شیر سخت بزرگ و سبك(خیز) و قوی بود چنانکه
بر نیزه در امد و قوت کرد تا نیزه بشکست و آهنگ امیر کرد
پادشاه بادل و جگر داز دو دست بر سروروی شیر زد چنانکه شیر
شکسته شد و بیفتاد و امبر اورا فرود افشرد و غلامان را آواز
داد و غلامی که اورا فداش گفتی و شمشیر دار بود و در دیوان
او را جاندار گفتندی در آمد بر شیر زخمی استوار کرد
چنانکه بدان تمام شد و بیفتاد ...»
سلاطین آل ناصر در اطراف و گیرد و نواح دارالملك خويش
حضرت غزنه شکار گاهائی داشتند که استاد ابوالفضل از آن ها
به نام «شكارزه» صحبت ميكند و اینجا بطور مثال مواردی را
ذكر ميكنيم: در یکی از سال های سلطنت مسعود جزو وقایع
عيد فطر سال ٤٢٧ هجری قمری میفرماید :
«و روز چهار شنبه عید کردند سخت برحم وبا تكلف واوليا
و حشم را بخوان فرود آوردند و شراب دادند و روز یکشنبه
پنجم شوال امبر بشکار زه رفت، باخاصگان لشکر وندمان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
