Machine transcription
الطوایفی اداره مینمودند، ولی بعداً بفکر آن افتادند که یکی از برادران را بحیث پادشاه
افغانستان بشناسند تا اداره امور دولتی در يك دست تمرکز یابد، همین است که در سنه ١٢٥٤
امیر دوست محمد خان را بر تخت سلطنت نشاندند. در سنه ١٢٥٥ انگلیسها بافغانستان هجوم
آورده ، جنگ اول افغان وانگلیس شروع گردید ، امیر دوست محمدخان مجبور شد
به بخارا فرار نماید اما در سنه ١٢٥٦ بانگلیسها تسلیم و بهندوستان تبعید شد. در ١٢٥٩
در نتیجه مجادله مردانه ملت افغان بعد از قتل شاه شجاع که به كمك انگلیسها تاج افغانستان
را تصاحب نموده بود ، انگلیسها افغانستان را ترك كردند و امیر دوست محمد خان دوباره
بر سرير سلطنت نشست و ۲۰ سال پادشاهی کرد. بعد از وفات وی امیر شیر علی خان پادشاه شد
و با وقفه دو سال از ١٢٨٣ الی ١٢٨٥ که درین بین امیر محمد افضل خان و امیر محمد اعظم خان
پادشاهی کردند ، تا سنه ١٢٩٦ سلطنت کرد. در ین سنه جنگ دوم افغان وانگلیس شروع شد
و امیر شیر علی خان به بلخ فرار نموده در آنجا دنیا را بدرود گفت. ملت دلیر افغان برای
بار دوم با انگلیسها مجادله خونین نموده قشون انگلیس را که تا کابل رسیده بود، در کابل
و میوند شکست سختی داده و مجبور به تخلیه مملکت خود ساخت. در سنه ۱۲۹۷ بعد از سلطنت
مختصر امير يعقوب خان امیر عبدالرحمن خان بر تخت سلطنت جلوس نمود . تا سال ١٣١٩
پادشاهی کرد .
در زمان همه شاهان سدوزائی و محمدزائی افغانستان صحنه زدوخورد و جنگهای خارجی
وداخلی بوده زمینه برای احياء وترقى علوم و ادبیات مساعد نبود، طوریکه گفته میتوانیم
که در قرن سیزده در افغانستان علوم و فنون ادبی رو بانحطاط نهاد و پاد شاهان این دوره
چون بیشتر گرفتار فرونشاندن آتش جنگهای مختلف بودند ، برای تشویق و پرورش علم
و ادب فرصت نداشتند ، تنها امیر شیر علی خان که يك مرد منور وعلم دوست بود و بدر بار خود
شخصی مانند سیدجمال الدین افغان داشت ، بامور عرفانی و مدنی تا اندازیئکه در قدرتش
بود توجه نمود ، مکتبی تاسیس و اخباری بنام (شمس النهار) نشر نمود که هر دو با از میان
رفتن او از بین رفت .
ولی با وجود این همه مشکلات و موانع درین قرن نيز يك تعداد اشخاص منور و فاضل و شعرای
برجسته مانندغلام محمدخان طرزی، واصل،عاجز افغان، ولی طواف، رشید، الفت وغیره دیده
می شود. تعدادزنان شاعره درین دوره نسبت بدوره های دیگر بیشتر است وشرح حال وآثار
شان بهتر معلوم است .
در سنه ۱۲۰۹ آقامحمدخان قاجار آخرین پادشاه سلسله زندیه را شکست سختی داده
این سلسله را از بین برد وخود بر سریر سلطنت نشسته طهران را پایتخت خود ساخت.
بعد از آنکه آقامحمدخان بر تمام دشمنان داخلی خویش تسلط یافت بعارف خراسان و قفقاز
لشکر کشید وشاهرخ میرزای افشار که تاب مقاومت را نداشت ولایت خراسان را باو تسلیم نمود
وبا ين طريق تمام ذخائر نادر شاه افشار بدست قاجاریه افتاده بر ثروت واقتدار آنها افزود
آقا محمدخان و بازماندگان او چندین بار باروسها وعثمانیها جنگیدند وفتح گاهی نصیب
قاجاریان زمانی بهرۀ طرف مقابل میگردید. همچنان در طول سلطنت این سلاله در داخل
ایران نیز چندین شورش و انقلاب برپاشد که نهضت بابیها بیکی از جمله آن است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
