Machine transcription
۶۱
لشکر خودرا از روی خشم سرزنش مینمودند و حیف صد حیف میگفتند بلکه بسیاری سرخیلان لشکر خودرا بسبب این حرکت ناصواب که رسیده بود تلافی ولی بقدر گذشت، از نظر عاطفت خود انداختند چون عنایت حق سبحانه تعالی امیران را ازین آتش فتنه در امان خویش نگهداشته والا از حماقت لشکر در گرفتاری امیران موصوف چیزی باقی نمانده بود. بیت
دشمن چه کند چو مهربان باشد دوست
در ظل خودش نگاه دارنده هم اوست
در بیان مصالحه نمودن امیران سند با سردار محمد عظیم خان
و عبور کشانیدن شاه را از دریای به آن لب دریا
امیر قلم خوش رقم که جلوس فرمای مسند سخندانی است در تحریر این مدعای چنین جلوه بیان میدهد که در سنه یکهزار و دوصد و سی و شش هجری ۱۲۳۶ امیران سنده به مدبر اندیشه وزیر تدبیر خود و باستظهار اولیای دولت شاه عثمان اسپ سرکش عزیمت سردار محمد عظیم خان از عالیه ستائی و اخراجات معهود کثیر تافته بر خیر الامور اوسطها راضی ساخته او را رخ نهاد سلوک و اتحاد نمودند و شاه از بساط شطرنج بازی امیران سنده پیاده وار در ششدر حیرانی مات گردیده فیل کردار با ربونه رفتن خود انداخته آه سرد از سینه بی کینه خود میکشید و بر صداقت و اخلاص و بلند ناموسی امیران ممدوح دست افسوس میمالید هرگاه امیران موصوف چون اساس قصر مدعای ما فی الضمیر خودها را بامساله تدبیرات به همراه سردار ممدوح مستحکم نمودند بعده در تجویز ملاقات جسمانی سردار موصوف شدند و ابواب رسل و رسائل برچهره حال یکدیگر مفتوح ساختند لیکن سردار معظم الیه بسبب بی اعتباری امرا و خوانین خود دل نهاد ملاقات نگردیده با میران موصوف نوشته فرستاد که تا اولیای دولت به آن لب دریای منزل انداز نشود هر آئینه فیما بین شمع ملاقات در بزم آرزوی یکدیگر روشنی پذیر نخواهد شد و عکس صورت ملاقات در آئینه خیال نخواهد دید امیران موصوف چون ازینچنین نوشته سردار معظم الیه واقف شدند در ساعت وکلای خودرا به پیشگاه اشرف واقع منزل قبه محمد شاه عباسی فرستادند و التماس کردند که ما هواخواهان را آداب حرف مزاج پرسی که رسم عالم اسباب است از مرحوم وزیر فتح خان یا سردار محمد عظیم خان از جمله ضروریات است لیکن سردار موصوف از اندیشه و خیال سرکار اشرف اعلی دلنهاد ملاقات نمیشود هرگاه امنای دولت از راه نوازش شاهانه و عنایت خسروانه عبور دریای فرموده منزل انداز آن لب دریای گردد عین لطف سرکار اشرف خواهد بود و بعد ملاقات سردار ممدوح و ادای فاتحه معذرت مرحوم وزیر فتح خان اولاً بانتظام مجموعه امورات اولیای دولت خواهیم پرداخت و انشاء الله تعالی این زنگ کلفت و کینه دیرینه که بر مرآت ضمائر دولتین نشسته است بصیقل کاری تدبیرات صائبه مصفا نموده چهره شاهد دولت سلطنة بکام دل امنای دولت رخ نمای خواهد شد و بعد از این سردار عظیم الوقار و برادرانش و جمیع خوانین و امرای خراسان در همه باب فرمان بردار و تابع فرمان اولیای دولت خواهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
