BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 41

Page 41

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 41 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

« ٢٦ » سردار پیرمحمدخان او را ازسر گرفته بسرزمین زد و رفقای را آواز داد سردار عطاء محمد خان را باخلعت وزارت با کوفت ذلت بسته چون گوسفند بزمین انداختند. عده خنجر آبدار کمر خود کشیده ریشه شمع نور بصرش مقطعی ساخته و در حبس گرفتار نمودندش در صورت این واقعه در شهر کابل نوایره آتش شور و شر شعله ور گردیده سردار دوست محمد خان در شهر منادی امین وامان گردانیده باطفای نوایره شور و شر پرداخت و جمع آوری لشکر نموده برخ نهاد بالاحصار کابل شد که شهزاده جهانگیر را اسیر و دستگیر نماید و بالاحصار را چون نقطه پر کار سخت محاصره نمود و مدت چهل روز مابین شهزاده جهانگیر وسردار دوست محمد خان چنگ چنگ در وای بود آخر سردار دوست محمد خان برج قلعه بالاحصار را نقب زنی نموده در ان خروارهای باروت انداخته آتش دادند که برج مذکور چون کاه دادی برهوا پرید بصد منهدم شدن برج مذکور شهزاده جهانگیر جهان را برخود تاريك دانسته در نصف شب از دریچه بالاحصار برآمده روی در فرار نهاد وسردار دوست محمد خان عرصه برش ، ده فتح وفیروزی گردید نقارهای شادیانه چنان بلند آواز نمود که صدایش در گنبد گردون نیلופر ی پیچیدن گرفت و چند روز متواتر اساس جشن برپای بود و هزارت جنگ مبارزین اشجعین را بانکین عطای خلعة فاخره وبخششهای متکاثره شیرین کام نمود ازانجا که سردار عطا محمد خان بمقتضای (من عمل صالحاً فلنفسه) (ومن اساء فعلیها) در بدی نقص خود گرفتار آمده چراغ دیده بصارت خود را از تند باد نیت ناصواب خاموش ساخت و پای راحت را در سلسله حبس گرفتار نمود تخم بدی کاشتن وچشم نیکی داشتن کار خردمندان نیست سعدی . هر انکه تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست از انجا که کوری اشرف الوزراء وزیر فتح خان اگر چه از تقدیرات از لسلی و شومی اعمالش بود لیکن سردار عطاء محمد خان درین امر بسیار ساعی ومشورت کننده بود که از دست سردار دوست محمد خان دراین داودنیا بانتقام رسید : در بیان آمدن شهزاده کامران از هرات وجنگ نمودن با سردار دوست محمد خان و هزیمت یافتن او و کشتن وزیر فتح خان را بگونه گون عذاب وباز رفتن جانب هرات شهر یار قلم که سریر آرای اقلیم سخن ور پست در میدان معنی چنین لوای بیان می افرازد که چون شهزاده کامران بندگان شاه محمود شاه والد ماجد خود را بر تخت سلطنة هرات جلوس داده خود بجمعیت عساکر از هرات بقطع مراحل ومنازل رونق افزای قندهار گردیده از شنیدن خبر وحشت اثر کوری و گرفتاری سردار عطاء محمد خان و مفروری شهزاده جهانگیر خلف خود در اضطراب و بیقراری آمده بجمعیت هشتاد هزار لشکر و اسباب معنوبه از اتواپ وغیره از احمدشاهی بعزم مقابله سردار دوست محمد خان روانة کابل گردیده وسردار پر دل خان که در حضور شاهزاده کامران در حبس مبتلائی بود به رفاقت حریفان از قندهار گریخته رفت هرچند تلاش گرفتاری او بسیار نمودند لیکن

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 41. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/41 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/41
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record