Machine transcription
وزیر فتح خان بعد کشته شدن عطا محمد خان باز کتوتی برادرش مع جمعیت قشوناته از کابل
برآمده بقطع منازل داخل پشاور گردیده و سردار سمندرخان و جهاندادخان کما فی در پشاور
بودند هر چند با وزیر فتح خان مرتکب جنگ و فساد شدند لیکن هزیمت را غنیمت دانسته فرار
اختیار نمودند وزیر فتح خان مظفر و منصور گردیده ملک پشاور در تصرف خود آورده چند روز به
تجهیز و سامان لشکر پرداخته از راه . . . حدود خالصه که عازم کشمیر گردیده و با
عطا محمدخان الکوزی ناظم کشمیر مقابله نموده شهر کشمیر را فتح نموده و عطا محمدخان
در بالاحصار رفته بدست خود خود را محبوس ساخت آخر سردار عطا محمدخان از روز یکه
بنظامت کشمیر مقرر شده بود هر چه که دولت کشمیر پیدا مینمود از آن جواهرات گوناگون
خرید نموده در صندوقچه نگاه میداشت و بمقابل هر جواهر صادقه جواهر باطله برابر بوزن
و درازی مو به مو از استاد کاران درست کنانیده در صندوقچه دیگر نگهداشت میکرد .
و در روز محاصره بالاحصار همان صندوقچه جواهر جوته بهمراى خود برداشته و از بالاحصار
فرود آمده رفته سلام وزیر فتح خان نموده وزیر مذکور نهایت خوشوقت گردیده بعده شمع
خلوت ما بین روشن کردند سردار عطا محمد خان بوزیر مخاطب شده که شهر کشمیر بدست
وزیر آمده باقی سر من مانده اگر سر بنکار است اينك سر و اگر دولت کشمیر از ایام
نظامت کشمیر مطلوب دارند پس این صند وقچۀ جواهرات که از قرار قسم کلام الله از
دولت کشمیر همین جواهرات خرید نموده ایم .
وزیر ممدوح چون صندوقچۀ جواهرات از سردار عطا محمد خان گرفته کشاده گوناگون
جواهرات صد زرق و برق ملاحظه نموده چون کل شگفته مبتهج و مسرور گردیده و
صندوقچۀ جواهر مذکور بدست آورده سردار عطا محمد خان را رخصت داد و از کشمیر
بیرون کشید و سردار محمد عظیم خان برادر خود را بنظامت کشمیر مقرر نمود و مردم
کشمیر بعد مقرری محمد عظیم خان زبان خو ورا با این ترانه عطای محمد تو برداشتی .
بلای عظیمی تو بگما شتی . (1) مترنم و آشنای ساختند روز دوم وزیر موصوف جواهر
شناسان را طلبیده جواهرات مذکور نشان داد مشخص و معلوم گردید که جواهر جوته
و باطله میباشد بر فریب بازی سردار عطا محمدخان دست افسوس میمالید و عطا محمدخان را
نمی یافت و از گوشه بامر که پریدیم پریدیم وزیر ممدوح شاه شجاع الملك را در
بالاحصار کشمیر کشیده مطلق العنان نمود که شاه روانه لاهور گردید وزیر فتح خان معه
حشم از کشمیر معاودت نموده روانه کابل گردید وابندگان محمود شاه باز دفعه ثانی
ابتدای سنه یکهزار و دوصد و بیست و پنج هجری لغایه سنه یکهزار و دوصد سی و شش هجری
مدت یازده سال از محمودی طالع سریر آرای دولت سلطنت خراسان بوده وزیر فتح خان
چون ایاز سر بحلقه اطاعت و فرمان برداری شاه محمود شاه داشت .
این بیت اصلاً چنین است که در فواه عوام و بعضی تواریخ نیز مسطور است :
عطای محمد زما بردۀ بلای عظیمی فرستادۀ
(اداره)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
