Machine transcription
(۲۰۱)
همان وقت بفوج حکم کوچ داده سوار شد واز راه کنار دریای طي مسافت نموده
د صحرای شکار گاه امیران حیدر آباد منزل انداز گردید. روز دیم بیست
صف آرائی فوج لشکر خود نموده دراین صورت مرسابابان حیدر آبادمريك مير محمد نصیر
خان و میر شهداد خان و میر رستم خان و خلف میر صو بدار خان از بالغ مرحوم
میر فتحعلی خان معه جمعیت دوازده هزار لشکرو چند ضرب توپ سوار شده در مکان امانهری
که سه گروه از حیدر آباد فاصله دارد منزل انماز شدند درین اثناء روست محمد خد متگار
برای امیران موصوف خبر فرستاد که با صد سوار لشکر انگریز مامور آنطرف است خبرداری
و هوشیاری از دست نداده پای مردی و مردانگی در دائره ملازمت بند و صداب دار ند در این صورت
امیر صاحبان ممدوح به لشکر خود حکم دادند که در از غمه پیش روی لشکر انگریزان
بگیرند احدی از بلوچان بمقتضای لا يتحركون الا اذن قایل نبوده از جای حرکت
نکردند چون مبارز آفتاب لوای نور وضیای دمید ان سپهر اخضر برافراشته که
فوج لشکر انگریز بهادر از دور نمایان شده در این صورت عالیجاه میر جان محمد خان
بلشکر بلوچان وسران آواز داد که ما نريگر قسم کلام الله نموده اند حالا وقت مقابله
و مرد انگیست که نام عمر ملك سند خورده اید این چنین وقت را قضا اسکنید لیکن
از قضا الهی احدی از بلوچان از جای حرکت نکردند مگر حاجی العمر دین حجی خدا بخش
معه پنجاه شصت سوار حماء خود بامید بخشایش الهی جانها در مراد علی خان چابك بتوقع
مراد یابی دنیا و آخرت ونصیر خان چابك صدای چنگ جسارت ابدی مبه برادر خود
وحاجی غلام محمد خان ثانیر حلقه غلامی کبر حدت دو جهانی در گوش جان انداخته
ومبارك خان ثالير مبارك وقت خود دانسته ومير غلام شاه خلف مرحوم محراب خان ثالبر
روی در محراب مسجد این عبادت گداخته باتفاق میر جان محمد خان فاری سوار شده پروانه
وار خودها را بر شعاع شمع مقابله فوج اشکر رسانیده ساغر باز ار تفنگ زنی گرم
ساختند لیکن طایفه بلوچان همیشه بر شمشیر زنی می نازند از روی حمیت ایمانی و غیرت مسلمانی
از پناه گاه ها بر آمده از غایت دلیری و بهادری بر فوج انگریز حمله آوردند از آنجا
که مدار جنگ فوج انگریز بهادر بر توپ و تفنگ وسیف آخر الحیل است بلوچان غاز بان
مذکور نارسیده بفوج انگریز از دور طعمه اژدهای توپ وتفنگ فوج انگریزان شدند
وشربت شهادت نوشیدند و بعضی بلوچان جلاتن نشان از آتش توپ وتفنگ امان یافته رنك
بلشکر انگریزان امیخته و خوب شمشیر زنی نموده بسیاری از لشکریانگر یزان زیر تیغ
بیدریغ کشیدند دو دسته لشکر از عبدالله خان نظامانی میرزاخان نظامانی و غیره سر کرد گان
نظامانی در عین این بلواء خودها را رسانیده از ترددات دلیرانه و حملات بهادرانه قصوری
نکردند تا آنکه خلیل وار خودها را در آتش نمرودی جنگ انداخته گلچین جنان و فردوس
برین گردیدند بعد شهادت بلوچان مذکور برگشته بخت بختیار لغاری وغلام محمد لغاری
کوبل واله که اصل بانی فساد بود و اعمه غین لغاری و غلام حیدر لغاری ومحمد کهتران کهو کر وغیره لمرچان
گناههم همر مه تفرفه برتن قرر قصرار بوقرار اختیار نمودند و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
