Machine transcription
خدمات و جانفشانی ها و صداقت اخلاص میر صاحب میر علی مراد خان بهادر نهایت ممنون و خوشوقت گردیده دستار ریاست و سرداری بمیر صاحب ممدوح عطای نمود و میر صاحب را بجهت تدو بست بعضی سرکشان و فتنه انگیزان مامور ساخته خود بدولت معه افواج قاهره تشریف فرمای جانب حیدر آباد شدند لیکن از حکمت الهی رعب در دل بلوچان که خود را رستم دامتان میگفتند افتاده بود که هر گاه نام اشکر اسکر بز می شنیدند هوش و حواس باخته مانند بید بخود می لرزیدند و روی در وادی فرار می نهادند از آنجا که بر همگان معلوم است که مردم بلوچان در جلادت و مردانگی شهره آفاق و از فرار عار میدانند با وجودیکه فوج انگیز بها در قدر قلیل بوده اگر مردم به ماشان مطلق العنان می بودند هم برای فوج مذکور کافی بود لیکن میر صاحب میر علی مراد خان که از جان و دل بر سر کار انگیلسه بهادر کمر همت بسته بصدق اخلاص در بجا آوری خدمات از هر قسم و رسم مددگار بود مردم بلوچان بمشاهده این حالت شمشیر از کمر و سپر از دوش و تفنگ از دست گذاشته بمثل آب نادیده موزه کشیده میرفتند.
در بیان آمدن عالیجاه خدایار خان دورانی با میزئی بر شکارپور و مقابله نمودن باشیخ غلام حیدر خان
مطرب خوش نوای اعنی قلم مشکین رقم چنین نغمه سنج بیان می شود که هر گاه میر صاحب میر رستم خان و میر نصیر خان و غیره امیران از خیر پور متفرق شدند بس کدام گان امیران موصوف که برسه حصه شکارپور مامور بودند شکارپور را گذاشته راه فرار پیش گرفتند در این اثناء شیخ غلام حیدر بوساطت شیخ علی حسن مختار کار سرکار میر صاحب میر علی مراد خان برسه حصه شکارپور مقرر گردیده داخل شکارپور در قلعه چهاونی سرکار انگریز بهادر فروکش شده در این صورت عالیجاه خدایار خان بموجب حکم میر نصیر خان خیر پور برای تصرف حصه شکارپور و غیره ملکهای متعلقه میر مذکور مامور گردیده اخل داده ساری شد، در آنجا جمع آوری سپاهی رصد سوار و پیاده نموده لشکر بازاری که فقط بر یکنم پیلو آرد شکم در و نگی داد میاری جمع آمده بود نه بهمراه خود گرفته وارد شکارپور شده بمحاصره شیخ مذکور پرداخت و اخراجات لشکر مذکور را مردم غربای رعایای متعلقه ملك مير موصوف بضرب شلاق میگرفتند خصوصاً شرارت شه و ابلیس کردار سوس مار کچه جونجه که بسیار ظالم و بد نفس است بجهت تحصیل مالیه چنین دست ظلم و تعدی دراز نمود که اکثر مردم قرای فراری شده آه کشان از خانه های خود بیرون میرفتند از آنجا که خانه ظلم همیشه خرابست هرچند عالیجاه خدایار خان با شیخ مذکور مقابله تفنگ زنی بر قلعه مذکور نموده لیکن قادر نشده سر بدیوار قلعه میزد تا آنکه چند روز بیرون قلعه افتاده بود در شهر شکارپور سید ابراهیم شاه و دیوان چمتال از امیران حیدرآباد مامور عهده حکومت شکارپور بودند و مر هشت ابواب شکارپور آه من چوکی خود مقرر نموده بودند احدی از لشکر خدایار خان و شیخ غلام حیدر اندرون شهر شکارپور نمی گذاشتند وحصه مالیات شکارپور شیخ مذکور رسانیده میدادند بلسکه دیوان مذکور در خفامدد گار شیخ مذکور بوده، باری چهار روز عالیجاه حافط حکومت خان از میر صاحب میر علی مراد خان معه چهار صد سوار و پیاده و يك ضرب توپ روانه گردیده چون عالیجاه مذکور وارده کهوسه که متصل شکارپور است شده عالیجاه خدایار خان محاصره قلعه موصوف ساخته (معه لشکر شطرنج در مقابل حافظ حکومت خان آمده در ناله سند)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
