Machine transcription
«۱۹۷»
در بیان رفتن جنرال سر چارلس پتر صاحب بها در در کوته بیجی و فرستادن میجر اتریم
صاحب بهادر با تفاق میر صاحب میر علی مراد خان صاحب در تعاقب میر رستم خان وغیره
میران ومنهدم نمودن امام گهر و رفتن میر رستم خان در شهد ادپو روغیره وقوعات
رستم داستان قلم که پهلوان میدان وسخن طراز پیست در معارک این مدعای چنین جلوریز
بیان میشود که در سنه یکهزار ودوصد وپنجاه وهشت هجری بعد فرار شدن میر رستم خان از خیر
پور جناب جنرال سر چاراس پتر صاحب بهادر معۀ جمیعت سواران و پلتن و تو پخانه از سکهر سوار
شد، داخل قلعه د یجی گردیده از آنجا میجر اتریم صاحب با تفاق میر صاحب میر علی مراد خان را در
تعاقب میر صاحب میر رستم خان وغیره امیران مامور قلعه جات ریگستان نمودند چنانهه میجر اتریم
صاحب در قلعه ریگستان نامر رستم خان تلاقی شده با خوشی میر موصوف پرداخته خاطر جمعی تمام
داده انجام نمود که بعد مراجعت امام گهر ایشان را بهمراه خود گرفته بر مسند خیر پور بدستور اصلی
جلوس خواهم داد و تازمان مراجعت من در اینجا در قلعه توقف داشته باشند صاحب ممدوح
بعد ملاقات میر موصوف و انجام مذکور عازم جانب امام گهر که در انجا ایلجا، میر محمد خان
که مشهور بکوکریست که یک قطعه مرغ خروس ریک مطبخ خانه اش در جوش است متوقف بود
هر گاه ایلجاء مذکور خبر آمدن صاحب ممدوح شنیده چون مرغ نیم بسمل در طپیدن آمده قلعه
امام گهر را گذاشته مانند مرغ بریان بطرف حدود جیسلمیز رفته میجر اتریم صاحب بهادر در
قلعه امام گهر رسیده آنچه که اسباب وسامان در قلعه مذکور افتاده بوده را در تصرف آورده
دیوار قلعه را بضرب اتواب و آتش باروت بخاك برابر ساخته از ان بعد مراجعت فرمای گردیده
پیش میر رستم خان آمده لیکن میر موصوف پیش از ورود صاحب ممدوح جانب شهداد پور تشریف
برده بودند صاحب موصوف بسیار افسوس خورده که میر رستم خان عبت خود را خراب کرده
هر گاه میر ممدوح داخل شهداد پور گردیده در آنجا ده دوازده هزار لشکر بلوچان پیش میر موصوف
جمع آمدند هر يك از بلوچان لاف وگز افهائی میزدند. میر صاحب میر رستم خان از روی مصلحت
میر محمد حسن خان سلف خود را ب مقتضای.
گر خواجه ما خواجه حسن خواهد بود مارانه جوال و به رسن خواهد بود
بسر کرد گی لشکر بلوچان در شهداد پور گذاشته خود میر صاحب میر رستم خان و میر محمد نصیر خان
روانه حیدر آباد پیش امیران حیدر آباد شدند در این اثنای و کلای امیران حیدر آباد جدا گانه
چنانچه سید محمد تقی شاه از میر حسین علی واخوند بچل عطار باشی از میر محمد نصیر خان وازمیر
صوبه دار خان قلبه، واز میر محمد خان قلیجه، بحضور جنرال چناراس پتر صاحب بهادر رسیده هر يك
از و کلای مذکور بمدعای موکلان خود نقاره مخالفت نوای از قانون تدبیرات خود بنواختند
وهيچيك از و کلای مذکور در مقام موافقت چنگ بزم بسازگاری ننواختند و ما تقاریر بیهود
نوای مایوسی بودند و صاحب ممدوح از هیچیک و کلای نامبرده مطلب را بگوش سماعت نمی آورد و طبله
مدعای مافی الضمیر خود را مینواخت و وکلای مذکور حیران و پریشان در پیش منشیان و ساهو
کاران رفته چاره مطلب خود می طلبیدند لیکن از کسی بجز یاس سخنی دیگر نمی شنیدند و کلای
مذکور هرچه که از معرفت و رضاء دانش خود داشتند همه را صرف نمود. لیکن متاع نفیس مدعای
بدست نیاوردند همچنین بحصول مدعای با دیپای روان حیدر آباد شدند و صاحب ممدوح از پس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
