Machine transcription
«۱۸۹»
ثروت ومسافرت دیده اند باری رحمدل گردیده باحیای مراسم عدل و انصاف میپردازند
چون چند ایام برین نهج گذشته وماندگی وغبار غربت از دامن خاطر سردار صاحبان
برطرف شده از عوائد رنگین رهاست قندهار شیرین کام گردیدند از آنجا که باده
ریاست وحکمرانی را خمار غرور بسیار است اولا شاهزاده صفدر جنگ را در جنگ
خود آورده در حبس مبتلا نمودند دویم پیش هر کس که مبلغان سکه کمپنی بود همه را
گرفته در کوره آتش گذار نموده سکه خود را جاری نمودند واز دیگر روبه دورویی با مکنات
نمودند بدستور اسلفی طرح ظلم بریزی نمودند از آنجا که قدر عافیت کسی داند که
بمصیبتی گرفتار آید سردار صاحبان با وجود این همه صعوبات که دیده و چشیده بودند تماماً
منسیا انگاشته بیش از پیش بمتابعت آرزوی نفس میپرداختند از آنجا که سالکان راه
راست حقایق شناسی هرگز باطاعت نفس نافرجام نپرداخته وقدمی باوزوی نفس نبرداشته
برخلاف آن کوشیده عمل نموده اند بلیکه پای نفس بیهوده خیال را بسلسله خوف باز
خواست اخروی محکم بسته ما یعرف گنجیه عالم را قابل نمیده دست آرزوی از اخد حقوق
مال خلق الله کوتاه نموده اند و هر بی خبری که خار نقص و خللی در راه برهنه پائی
افگند مرآینه طراوت گلزار امنیتش افسردة خزان قهر جبار حقیقی شود بر طبق مضمون
بر تو گرامروز آسان مردم آزاری گذشت بایدت فردا ازین آسان بدشواری گذشت
هرقسم لغزش که دارد بطی زندگـی زین ره لغزنده نتوان با گران باری گذشت
کاملعیار بوته جوان مردی کسی است که فریب شیطان نفس خطا کار نخورد تا مزرعة
امید خود را تشنه زلال جویبار الطاف سبحانی نبیند ارة نقص و خدع در نخل آسایش
غیری بگذارد فقط.
در بیان رفتن صاحبان انگریز بهادر در هرات پیش شاهزاده کامران
بطریق رسالت و ازدست وزیر یار محمدخان مایوس شدن از مدعای خود
رهنمای قلم زیبارقم در چهره آرائی شاهد این مدعای چنین می پردازد که چند سال پیش
از جنگ کابل وغزنین عالیجاه پاتنجر صاحب بهادر در طریق رسالت بحضور شاهزاده
کامران واقعه هرات تشریف فرمای گردیده بود که صاحب ممدوح چند مدت در خدمت
شاهزادة ممدوح جرعه نوش باده صحبت بوده به تشیید مبانی قصر رفیع اساس موافقت
واتحاد میپرداخت و جهت قلعه هرات بنابر استحکامی سرفراه روس بسیار تدبیرات افلاطونی
وحکمتهای لقمانی به کار برده لیکن پیش نرفته در این اثنا عساکر قاجار خارج از شمار
برقلعه هرات آمده قلعه را چون نقطه پرکار صفت محاصره نموده تا مدت دو یازده ماه
لشکر مذکور در دور قلعه مذکور افتاده بودند و هر روز آتش مقابله ومقاتله شعله ور بود بوقت شب
از جیوش شاهزاده ممدوح سواران جرار برق شتاب از اندرون قلعه بیرون بر آمده و در
لشکر قاجار بطریق شبیخون افتاده و چندین لشکریان را مقتول و مجروح ساخته وچون باز
تیز پرواز باز داخل اندرون قلعه میشدند در آنوقت عالیجاه پاتنجر صاحب بهادر نیز در اندرون
قلعه هرات مدد گار شاهزاده کامران بوده از به پیرو توقیر اخراجات بهیچ وجه من الوجوه
قصوری نکرده با وجودیکه تمام سامان در گاه او اسباب آذوقه از قلعه کمیاب تمام شده نزدیک به ان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
