Machine transcription
«۱۸۸»
علی الاطلاق و کریم ذوالاشفاق همیشه نسائیم فتح و فیروزی در پر چم لوای فلك فرسای
اولیای دولت اسلام در اهتزاز و درد روئی خزان عزیمت نصیب نخل جمعیت معاندین دین
باد از آنجا که طایفهٔ انگریزان که بروای خراسان باستظهار بندگان شاه شجاع الملك
سکه بافته و فساد را در خراسان آورده کشانده بودند از آنجا که .
بیچاره خر آرزوی دم کرد
نایافته دم دو گوش گم کرد
بسزای رفتار ناهنجار خود رسیدند که تمامی فوج انگریز طعمهٔ تیغ بی دریغ غازیان
نصرت توامان خراسان شدند و تمام اسباب و سامان آنها بدست غنیمت غازیان افتاده
الحال فضای دلگشای کابل و غزنین وغیره از خس و خاشاك لشکر انگریز پاك وصاف
شده آن عالیجاهان بخاطر جمع معة متعلقان خود متوجه قندهار شوند و دولت سرای وطن مالوفه
را بانوار شمع قدوم میمنت لزوم خود متجلی سازند که شداید مسافرت و جلای وطن بسیار
کشیده اند من بعد ازین آوارگی آنعالیجاهان باین همه فتح و فیروزی و تخریب بنیاد
مخالفین روا نداریم اوراً تشریف فرمای قندهار شوند که باقی فوج انگریز که قدر قلیل
در قندهار مانده است بمجرد آمدن آنعالیجاهان روانهٔ هندوستان خواهند شد و در صورت
توقف فوج مذکور پس از آنطرف آنها ایجاه مان و از یکطرف اینجانب معة جمعیت
موفوره رسیده اخراج فوج انگریز نموده خواهند شد از آنجا که سرداران قندهار بر طبق
نوشتهٔ سردار محمد اکبر خان هماندم تدارك تیارگی گرفته از ایران زمین بر آمده بقطع
منازل داخل قلعهٔ کرش شدند در این اثنا سه چهار صد لشکر پیش سرداران جمع شدند
و فوج انگریز که در قندهار بودند بشنیدن خبر آمد آمد سرداران مذکور در اضطرار
و بیقراری آمده شاهزاده صفدر جنگ و عالیجاه عطامحمد خان بامیزی را در قندهار
گذاشته شکر کشان روانهٔ هندوستان گردیدند و بزبان حال بیان می نمودند . رسیده بود
بلائی ولی بخیر گذشت . چون سردار صاحبان نزديك قندهار آمدند شاهزادهٔ ممدوح
و عالیجاه مذکور مستعد مقابله شدند از آنجا که سردار صاحبان را بر لشکر خود اعتماد
نبود و تمامی افغانان قندهار باسردار صاحبان در مقام مخالفت بودند از روی تدابیر فرزانه
باشاهزاده ممدوح جنگ موافقت و ساز کاری در لوای آورده وشمع موافقت در بزم
شاهزاده مذکور روشن ساخته بعهد اتحاد داخل قندهار شدند سردار صاحبان قندهار
وعالیجاه عطامحمد خان باهم متفق شده بانتظام مجموعهٔ امورات مالی وملکی میپرداختند
و توسن سر کش نفس باغی جاه سردار صاحبان سبب مهمیل کاری حوادث روز گار و جلای
وطن وطی منازل نشیب وفراز بازی سر یاغور تسلیم آورده اثر رفتار ظلم عنان گیر بود
اولا اجرای احکام شریعت غرا ودلت بیضا نمودند چونکه در ایام فوج انگریز خمخانه
های شراب در جوش و علانیه بازار شراب خوری گرم بوده همه را مفقودالاثر نمودند
و محتسبان در هر محله و کوچهٔ بازار میگردیدند و هريك را نهی منکر نمودند
وهندوان که بازین براسب سوار می شدند آنها را از سواری زین ممانعت کردند
سکه بر پالان سواری میگردند هرگاه سردار صاحبان احکام شریعت غرا موافق حکم
کتاب جاری نمودند پس رعایای خاص وعام از حسن اخلاق کریمانهٔ سردار صاحبان نهایت
خوشنود خاطر شدند و میگفتند که سردار صاحبان تلخکامی آوارگی وطن چشیده و شداید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
