BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 19

Page 19

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 19 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

« ٤ » صلی الله علیه و آله وسلم محصل میگردد ، بناء علی هذا بر را کبان سمند آد میت کـه بتشریف شریف (ولقد كرمنا بنی آدم) ممتاز وسرفرازند لازم ومتحتم است که او قات حیات مستعار را بتر کتاز کوچه بازار بوالهوسی نگذرانده با کتساب بندگی وعبودیت حق سبحانه تعالی جل شانه وعم نواله ومتابعت محمدی (ص) کوشیده ومتاعیکه موجب رستگاری عقبى بوده باشد بسعی دلال اعمال صالحه از بازار دنیای بیوفاء كه ( الدنيا مزرعة الآخره) میباشد خریداری نمایند که فردا در چهار سوق بازار محشر از بی بر گی وبی متاعی عمل نیکو گواه خجالت وزرد روئی نکشند و از استیلا عساکر عصیان و خطا کاری در میدان روز جزا هزیمت انفعالی نغورند «سعدی» . « ای تهی دست رفته در بازار ترسمت بر نیاوری دستار » « بر گ عیشی بگور خویش فرست کس نیارد زپس تو پیش فرست » « ای که پنجاه رفت و در خوا بی مگر این پنجروز در یا بی » فی الجمله این را کب سمند جهالت ونادانی و فارس فرس هیچمدانی بمقتضای خیال بشری از ترك تاز این داستان ها اوقات عمر عزیز خود را ضایع نمودن و از نغمه طرازی این مقامات خارجی قانون مسخرگی و ریشخندی بر خود كوك کردن است و بگو شمالــــی نوازندگان کمانچه این فن تن در دادنست از آنجا که گوشه گیران پرده اصول سخن وری و آهنگ نوازان چنگ نکته پروری که همیشه در مقام پرده پوشی مخالف نوایان سخن طرازی ثابت قدم میباشند چشم آن دارم که هر گاه این نغمة هيچ پوچ که چندان خوش کلامی ندارد بگوش عاطفت نیوش اصغای فرمایند و یا جر عه چند از می اقداح این اوراق بمطالعه سر کشند توقع که از عنایت سرخوشی نشاء عنایت وعطای بخطای عطائی نیر داخته معذور دارند کـه . « فكر هر كس بقدر همت او ست و از کوزه همان برون تراود که دروست » چون این جرعه نوش باده بی کمالی اگرچه روزی چند در میخانه خدمت وملازمت مخموران صهبای ریاست وحکمرانی بسر آورده خصوصاً در ملك شکارپور در ایام بهارستان جوانی در ا کتساب هنر انشاء پردازی سیار و هر حا کمی که سرشار رحیق حکومت و کامرانی میگردید این درد آشام قدح خاکساری از می تقرب و ملازمی هريکی آنها جرعه نوش بادۀ منشی گری شده از مینای ضمیر که مهبط اسرار حقایق ومعانی است صهبای فرح افزای انشاء در ساغر قرطاس تحریر می انداختم و جواهر زواهر املا در سلك رشته تسطير منتظم می نمودم و نیز او قاتی چند بحسب قسمت آبخورد که ( قید الماء اشد من قيد الحديد ) است سیار بوستان مسافر ولایت خراسان هرات خلد آيات و قندهار و کابل و پشاور گردیده بعضی تسویدات از وقوعات خراسان ومقدمات شاه شجاع الملك كه بفحواى تنزع ا لملك ممن تشاء از مملکت سلطنه آواره شده بود و غیره وقوعات که بچشم خود دیده بودیم هر آئینه نگاشته كلك خيال گردیده بود همچنان متفرق و پرا گنده افتاده بودند ليكن از بس اندیشه های معاش روزگار که روندگان طریق حیات و زندگانی را اولاً انتظام این سلسله معاش ضرور بلکه متحتم است وقت فرصت بدست نمی افتاد که

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 19. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/19 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/19
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record