Machine transcription
۱۷۲
هندوستان نمایند که این دلیل قوی از دوباره فتح و تسخیر خراسان است و دیگر اینکه از کمی
محاصل خراسان و بسیاری مخارج عذری پیشنهاد خاطر خود نموده ملك خراسان كابل
وقندهار گذاشته روانه هندوستان گردیدند از آنجا که این مثل بدان می نماید جانیکه
زور است سند قدر ندارد لیکن این خرابی های جانی و نقصان مالی که انواع انواع بسرکار
انگلیسه بهادر از دست غازیان سرداران خراسان رسید آنرا احیا منسیا نمودند که تا حال
از لاش های مردگان فوج انگریز راه تردد در خراسان مسدود و این مرتبه دویم که فوج
انگریز در خراسان رفته بودند محض برای رهائی بندیان خود میگویند که انکهوگهای
مبلغان باهالیان خراسان داده بهزار خواری و مرارهای کشقون داخل کابل شده دو چندان
خرج عمارات منهدمه بمالکان داده بعده به تخریب عمارات و چهار سطح بازار کابل
پرداخته برده کار خود نموده وابواس سوقات هندوستان از غزنین برداشته و امع هندوستان
شدند والا صاحبان انگریز ولایت خراسانرا بجان خریدار بودند که خیال هوس در سر
داشتند که در آنجا محکمه خود گرفته سدراه روس شوند لیکن چه فایده که هم جانها
دادند و هم زر افشاندند . بجز خرابی و هزیمت نتیجه دیگری نیافتند و داغ حسرت بر دل
گذاشتند از آنجا که خانه نشینی بی بی از بی چادری است نه از مستوری هرگاه صاحبان انگریز
بهادر دست قدرت برملك خراسان می یافتند کسی میگذاشتند و اقسام اقسام فواکهات
که فقط انگور چهل و چهار قسم میباشد و دیگر فواکهات سیب وانار وتاك ورواش وتوت
بیدانه وشیرپوزه شیرین و تو پوزه وسرد، آلوچه وشفتالو وغيره بيان هر يك ميوه عجيب لذتى
دارد در ملک دیگر کجا پیدا میشوند قطع نظر ازین فقط آب یخ در تمام ملك هندوستان
بهم نمیرسد چه جای فواکهاتست اگر کدام میوه در ملك هندوستان پیدا میشود هم نابود
چرا که رنگش ببین حالش بپرس مردم هندوستان چه شباهت لطیف و چه لباس شریف
دارند جامه های شان چون تشک و بافال چپاتی در جنگ تویه کرده ازین چپاتی چار،
وفتار بنا عذاب النار .
خائة شان بلند و همت پست
یارب این هر دو را برابر کن
از آنجا که لشکر هندوستان سوخته استخوان را بالشکر خراسان که غذای شان همه گوشت
گوسفندان ناصری و انگورهای صاحبی و خلیلی و حسینی و غیره فواکهات میباشد چه نسبت
گویا کلوخ را بر سنگ زدن است اگر در دال چپاتی چیزی قوت می بود پس لشکر هندوستان
از تاب برف خراسان نمیگداختند و دریاب همت وجوان مردی لشکر هند وستان
شاه جهان پادشاه هندوستان عجب نغمه از قانون طبع نواخته است بابای من بهادر من دیروز
صاحب نه لك سوار بودم امروز برای رکاب دار محتاجم مغرور مباش یا لشکر هندوستان
چه هندو و چه مسلمان .
بیا تفرج این چرخ بی مدارا کن
نظار به شاه جهان و بحال دارا کن
نضا قضا نشود ای عزیز من هرگز
تو خواه قال بزن خواه استخارا کن
از آنجا که چرخ بی مدارا با هیچکس مدارا نکند ـ گردش گردون گردان کرده نانرا گرد کرد
بر سر اهل تمیزان ناکسان را مرد کرد
گردش گردون گردان اینچنین دارد خیال
هر کمالی را زوالی هر زوالی را کمال فقط .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
