Machine transcription
خود دادند مستعد رفتن شدند یعده عالیجاه مذکور معه لشکر خود داخل قلعه بالاحصار
گردیده تمام خزانه و باروت خانه و غیره اسباب همه بدست خود آورده حکم ممانعت
غازیان داده که کسی واحدی و فردی از غازیان در قلعه نیایند غازیان چون این حکم
شنیدند و دیدند که عالیجاه مذکور تمام خزانه و سامان کو تصرف خود آورده و يك حبه
و دیناری بکسی از غازیان نمیدهد ازین سبب تمام غازیان باهم اتفاق نموده و کمر همت
بسته همراه فوج انگریز مستعد مقابله و مقاتله شدند که در یکدم فوج انگریز را بر باد
دادند و مال و متاع آنها را تمام بغارت بردند و چند نفر از فوج مذکور زنده اسیر و دستگیر
نموده آوردند که از آن کار مزدوری میگرفتند و آنچه که رساله دار و جمعدار در فوج
انگریز بودند این چنین هوای پیدا کرده بودند از بس غرور و تکبر با کسی هم کلام
نمی شدند بلکه جواب سلام نمی دادند آنها انوار احسان غازیان خراسان بر سر افتخار
خود می کشیدند و جاروب اصطبل می نمودند فی الجمله بوقت مقابله غازیان صاحب ای
انگریز فراری شده در قلعه بالاحصار پیش عالیجاه موصوف رفته آرام گرفتند مگر يك
صاحب معه میم صاحبه خود بدست غازیان افتاده بود غازیان از روی سنگدلی او را ببه
سخت ترین عذاب کشتند و باو دشنام ها داده میگفتند نوبت بخور انگور فر این که بس
شیرین است حاصل کلام آنکه تمامی صاحبان انگریز که پیش عالیجاه مذکور در قلعه
بالاحصار رفته بودند در قید نگاهداشته و از کمال خوش و فرحت فتحنامه تسخیر قلعه غزنین
واسیر و دستگیر نمودند صاحبان انگریز جانب سرداران کابل نوشته روانه نمود که
در جنگ غزنین دو پلتن و چهار رساله ترك سوار و پانزده صاحبان انگریز زنده اسیر
و دستگیر و باقی همه علف تیغ بیدریغ غازیان شدند چون عالیجاه مذکور بعد نوشتن
فتح نامه در قلعه غزنین نقاره این فتح فیروزی بلند آواز ساخته به نظم و نسق امور آن
سرزمین و بدخوئی غازیان ورعایا میپرداخت
در بیان رفتن سردار محمد اکبر خان جانب جلال آباد و محاصره
نمودن صاحبان انگریز را و کشته شدن شجاع الملك از دست
شجاع الدوله بموجب تاثیر اسم در کابل
نسایم نصرت شمایم از قلم مشکین رقم بر گلغاز بیان چنین در اهتزاز میآیند که
هر گاه سرداران کابل از اهتزاز نسایم عنایت ایزدی سر زمین کابل وغز نین وغیره
قلعه جات را از خس و خاشاك افواج انگریزان پاکوصاف نمودند كه يك نفس از صاحبان
باقی نماند سردار محمد اکبرخان غازی شش هزار لشکر جرار کرار همراه گرفته
بجهت مقابله انگریزان که در جلال آباد دائر بودند از کابل روانه جلال آباد گردیده
و در عرصه راه دیگر لشکر را گذاشته فقط پانصد سوار مسلح مکمل پروانه شمع محفل
جنگ بر کهاپ نصرت ماب خود گرفته بزودی تمام خودرا در جلال رسانیده فوج انگریز
را از هر چهار طرف محاصره نموده و هم دران سر زمین منادی کنانید که هر که
از جمله مسلمین مومنین را سخن میباشد باید که بمقتضای مضمون کریمه ( وتجا هدون
فی سبیل الله باموا لكم وانفسكم ذالكم خير لكم انكنتم تعلمون ) عمل نموده فوراً
خودها را در این معارك تصادما حاضر نمایند باثر این منادی دوهزار جوانان جان نثار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
