Machine transcription
از حضور ما میخواهد لیکن هنوز از سر کار اشرف با و حکم نامه نه میگردیده سرداران
مذکور هر گاه این کلام وحشت انجام از زبان گوهر فشان اولیای دولت بگوش هوش
شنیدند گستاخانه راست براست از قانون زبان همین نغمه نواختند .
کای باد صبا این همه آورده تست
مایان طایفه انگریزان را هرگز نمیشناسیم و نمیدانیم که از کجا هستند و کیستند
سر کار اشرف سالهای سال آواره و پریشان از اتصال معقوله دولت سلطنت کابل بودند
و امیر بی نظیر بزور شمشیر خود ولایت خراسان میخورد و برایشان آنوسان هیچ اعتبار
نداشتند و ما برادران فقط بدوانگشت کاغذ دستخط خاص از امیری نظیر دوست محمد خان
رخ تافته سرکار اشرف را معه صاحبان انگریز و فوج در کابل آورده بر سریر دولت
سلطنت جلوس دادیم الحال این سزای مایان است که هر روز از شیم فریب بازی انگریزان
يك نوع شگوفه بجد می متبسم میشود هر گاه همین حاله است پس عنقریب از عروقین کابل
مضمون ها متولد خواهد شد هرگاه در سلطنت و حکمرانی سرکار اشرف باین عهد دولت
و بلند ناموسی چنین گلهای بیدامی شگفته شوند مر آئینه ابر گلذار حیات و زندگانی
چه حظ میبرزد رونی و شرمندگی بر طبق مضمون .
گلشن ناموس هر کس را نباشد آب ورنگ زندگانی بر سرش باشد گل شرمندگی
اولیای دولت هر گاه این نحو سخنان از سرداران کابل شنید آه سردار دل پر خون خود
کشیده با مرادر جواب امر نمود که از دل براهت منزل سر کار اشرف خبر ندارید که سرکار
اشرف این قدر تابعداری و فرمان برداری انگریزان که مینمایم از دل خوشی است و شب و روز
محکوم حکم چمچ کی بهرۀ آنها میباشم لاچ و سوختن و ساختن است اما چه فایده که (آن قدح
بشکست و آن ساقی نماند و آن دکان برچیده شد و آن دفتر گاو خورد و آنچه دیدی از دست
رفته مردان کاری صاحب غیرت و حمیت از خراسان مردند و رفتند در حال کسی از مردان
اهل غیرت و ایمان دار بنظر نمی آید والا سر کار اشرف خوش نیست که در ولایت اهل
اسلام حکم نصرانیان نافذ باشد خانه شینن بر بی ادبن بادری است مه از دستوری چه باید
کرد جای افسوس هزار افسوس است والا این شمشیر سر کار اشرف شمشیر اسلام است
هر که صاحب همت وغیرت باشد بسم الله این گوی و این میدان بیاید برداود بلکه مبلغان
کلی بجهت اخراجات غازیان بطریق اخفای از خزانه خود خدمت مینگنم لیکن بشر طیکه
افشای این راز نگردد مبادا گرفتار آیم سرداران خراسان هر گاه این کلمات از زبان
گوهر فشان اولیای دولت شنیدند یکبار گی دیگ حمیت و غیرت سرداران مذکور
از آتش ایمانی در جوش آمده از پیشگاه شاه رخصت گرفته بجای و مکانهای خود
آمدند چون خسر وزرین قبای آفتاب بر سریر مغرب زمین جلوس فرمای
گردیده و وزیر مهتاب با فوج کواکب و سیاره در عرصه سپهر جلوه نمای شده
تباعی برادران خراسان هريك نايب امين عبد الله اچکزائی و نائب غلام من خان قلزائی
و امین الله خان لوگری و شمس الدین خان بارکزئی و گل محمد خان وعبدالعزیز و محمد شاه خان
سلیمان خیلی و اسکندر خان با میزئی و عبد السلام خان فوپلزئی وغیره خواتین با هم مشفق پروین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
