Machine transcription
«۹۱»
حرکت جانب اولیای دولت نگرد در آنجا مکث پذیر بوده در تجویز و فکر طلبانیدن
سید محمد تقی شاه برادر خود که بعهدة نیابت شکارپور در آنوقت مامور بود گردیده و عالیجاه
رحیم خان کوسه را که با و دم محبت داشت صلاح طلبانیدن برادر خود از شکار پور بطریق
اخفا که احدی وفردی مطلع احوال برادرش نگردد نمود و اورا مامور کرد که در شب
تار انجام این کار نماید لیکن سید محمد تقی شاه از بسکه انقای محبت درم و دینار
دنیای جفای دارند بملاحظة این تفرقه ناگهانی نهایت دل از دست داده هوش و حواس
باخته در هراس آمده و از خوف سر کار اشرف چون سیماب در بوته بیقراری لرزان و حیران
در فکر رفتن خود گردیده آخر تجویزی از پیشگاه اولیای دولت نقد رخصت بدست آورده
و آن را غنیمت دانسته مانند هدهد بموجب حکم سلیمانی شاه جم جاه در فضای مدعای خود
در پرواز آمده رخ نها د شهرهای آرزوی خود گردیده که شباشب خود را در خیرپور نزد عالیجاه
سید محمد کاظم شاه برادر خود رسانیده در صورت اتصال قانون شوق نغمه واشوقا واشوقا مابین خود
می سرائیدند هر گاه سید محمد تقی شاه در خیرپور بنوعیکه مذکور شده بملاقات عالیجاه سید محمد کاظم
شاه مشرف گردیده مابین خود صحبت آرائی از نامکامی وقوعات روزگار شیرین کامیهای
نمودند آخر مد این همه غمه خوانی های رفته رفته از سرة یکدیگر اینرباعی معین المعنا را خواندند.
رسیده بود بلائی ولی بخیر گذشت
وسجدات شکرانه بیشکرانه بدرگاه ایزد یکتانه بجای آوردند . فقط
در بیان گرفتن کار پردازان امیران سند از ملک شکارپور مواضع متعلقه آن
خود بخود و آمدن رعایای غربای شکارپور وغیره مواضعات آن بحضور شاه بجهت
دادرس خود تعین حاکمان از سر کار اشرف بروالیان شکار پوروآمدن لشکر
میر صاحبان خیرپور واقعهٔ سهکه راقعهٔ جنگ سهکه از چنگ قلم عجب نغمهٔ
رنگین سرائیده شده است.
تیر قلم راست رقم از کمان مدعای چنین نشانه بر هدف بیان میزند که در سنه
یکهزارو دوصدوچهل وهشت هجری کار پردازان امیران سند ملکهای متعلقه شکارپور
از خوف جان خود گذاشته فراری شدند همانوقت تمام رعایای ملکهای به پیشگاه اولیای
دولت آمده بعرض رسانیدند کارداران امیران خود بخود ملك ها را گذاشته رفتنـــد
وملك های از حاکم وقت خالی افتاده امید وطایفه بد کاران رهزنان اگرچه پیش ازین هم
در تاخت و تا راج ماغربای رعایای قصوری نداشتندالحال که ملك های خالی دید، اند شب وروز
ترك وتازو دست بردی نمایند هر گاه از سر کار اشرف محافظت و نگهبانی غربای رعایای
بعمل آید بهتر والا طعمة کام نهنگ بلوچان بدکاران خواهیم شد امنای دولت حسب
استدعای رعایای بنابر محافظت آرمان خود را بر ملکهای مامور نموده که رفته بدلاسای
و استمالت رعایای پردازند که متفرق وفراری نشوند و بدستور اصلی با ماکن خود آبادان
باشند امیران سند چون دیدند که آدمان اولیای دولت در ملکهای رفتـــه نشستند از بس
حدت غصه مانند دیگ در جوش وچون موج در پیچ و تاب آمـــدند اولا امیران خیرپور
قدری لشکر جمع نموده بسر کردگی عالیجاهان میرمبارك خان ومیرزنگی خان مامور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
