Machine transcription
( ۷۹ )
چو نزديك شد نعره لامان بر آورد شد سوی شاه زمان
دل شاه از دیدنش شاد شد ز اندیشه دشمن آز اد شد
بسی سیم وزر کرد بر وی نثار تو گفتی که کرد از زرش سنگسار
بلشکر بفرمود کردن شلك که تا خاك صحرا برد بر فلك
بیکبار شاهین و توپ وتفنگ در آمد بفر یاد باطبل جنگ
خروشان فغانی بر ورد کوس که گشتند کر مردم روم وروس
بزد کرنا نالۀ قتل عام چو شیپور باشد وعد ی تمام
بپشت پلنگان و پیلان مست ز آواز خر مهره مهره شکست
چنان نالۀ نای ترکی کشید که اندر ختن گوش ترکان سغید
خرو شی بر آورد روئینه طاس که شیر سپهر او فتاد از هراس
شتر ناله زد نالۀ چون شتر که سرخالی از مغز شد کو تن یر
فغانی بدافگند نه ز درهکله که افتاد بر آسمان ولوله
ز آواز شا هین که میبرد تاب بمرغان بحری شده زهره آب ( ۱)
عجب بین که افغان او کر شنید ولی کر شده گوش کس کرشنید
چنان کوله از توپ می شد بدر که از دود کشهای دوزخ شرر
بگوله که بر چرخ دایر فتاد ز هفتم فلك نسر طاير فتاد
نگهداشت بهرام بر آسمان که تا سازدش گوله های کمان
چنان دود شوره هوا تیره کرد که دودی شده گنبد لا جورد
شد از گوله ها گرم بازار مرگ نه سالم از و ماند جوشن نه ترك
ز بس ظلمت دود و گرد و غبار تو گفتی که خاور بر نقا بد دو بار ( ۲)
دو شیر نری قند هاری نژاد در آن گرد گردنده چون گردباد
بیا شفتـه مـانند پیلان مست زفرط غضب میگـزیدند دست
همی خواستند آن دو شیر ژیان که شمشیر کین بر کشند ازمیان
(۱) ا تصحیح : شدی در هوا زهره مرغ آب .
(۲) ا تصحیح خ :شده مهر بر چشم کش آشکار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
