Machine transcription
(٠٠)
روا داشتی خون بها در همی
بدگر گان دهی یوسفی چندمن
چه کردم که بر قصد سر کوبیم
میا دیگر ای بد نمك بيش من
ازین سرزمین چون نحوست گریز
چوزینسان بسی آتش از دل فشاند
ازان سرزمین رفت در قندهار
کهن دل نگهداشت آن حیله گر
بيا ساقی آمد بو-ا دم شباب
بیارای بزمی که تا من دگر
ز سر تازه عهد جوانی کنم
سقائی بکشتن دهی عا لمى
ببخشی بزاغان جگر بند من
روا داشتی حزن يعقوب بيم
ميفشان نمك باز بر ريش من
سرت ورنه بر دارم از تیغ تیز
بخواری زدر گاه خویشش براند
زنو یافت پیش کهندل قرار
نکر ده بسوی سر شتش نظر
بده ساغر، پر ز لعل مذاب
جوان بازگردم به پیرا نه سر
تماشای باغ معانی کنم (۱)
در بیان عقد نکاح اکبر خان با دختر غلام محمد خان (۲)
خوشا دلکشا روزگار شباب
جوانی به از شاهی و سروریست
چه مقبل کسی کش بود در کنار
نهد جمله اسباب شادی به پیش
دمی جای گـلـگـون بود نوش او
شنیدم ز دانشوران گزین
که چون فتح کرد اکبر چیره دست
بطفلی دلیری چه سهراب کرد
كه وقتی منش دیده بودم بخواب
جوانی به از ملك اسکندریست
بتى نازنین لعبتی گلعذار
بروز جوانی دهد دادعیش (۳)
کهی یار گلرخ در آغوش او
مقیمان غزنين و كابل زمين
بشمشير فوج مخالف شکست
چنان جنگ با فوج پنجاب کرد
(۱) خ تماشا گـل کامرانی کنم .
(۲) غلام محمد خان پسر وزیر شاه ولیخان اشرف الوزرای با میزائی است ، که شرح
حال مفصل آنها را در الحاقات اکبر نامه ، جائیکه بصورت کتاب جداگانه نشر میشود،
ملاحظه خواهند فرمود .
(۳) بجهد گل از گلشن کام خویش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
