Machine transcription
( ٥٢ )
شنیدن رنجیت سنگ خبر کشته شدن هری سنگ وافسوس خوردن او
جهان جای اندوه و در دو غمست درین غمکده کم کسی خرم است
بیکی خنده صد گریه دارد بها مگر خنده کز گریه گردد رها
نه بینی که یکبار خندد سحاب چه مقدار میریزد از دیده آب
اگر عاقلی جاه هر گز مخواه نه بینی که تشبیه دارد بچاه
مگو عیش و شادی بملك است ومال که دل و منال است رنج و و بال
تأمل کن ای هوشمند حریف منال از چه رو مال دارد ردیف
که یعنی ز اندوه و خواری منال شوی در سر حال گریا بمال
چو بشجا بیان را رسید این خبر که لشکر به تیغ آمده سر بسر
پرا مدخروشی ز هر برزنی شد از سوك خود نوحه گر هر زنی
بگفتند با هم در بن گفتگو سپاهان همه وا کر و وا کرو
زمرگ هری سنگ و قتل سپاه بر نجید رنجیت و میکرد آه
زنر گس هم از غنچهٔ بر كمین چو شبنم بیفشاند اشك از جبين
همیگفت کای وای سرلشکری چنان تند شیری و کند آوری
فرا مرز من گیو و برزوی من فریبر زمن زور با زوی من
شده مفت ضایع درین کار زار چواز ناوك رستم اسفندیار
دریغ آن دلیری ومردانگی دریغ آن امیری وفر زانگی
چه بودی که تنها همان يك سوار همیزیست برجای چندین هزار
دریغ آن قوی دست دشمن فگن هز بر ژیان شیر لشکر شکن
چواو میر شمشير ولشکر پناه نه بینم دگر اندرین بارگاه
بدا بیگو نه افسوس بسیار خورد حق خدمتت بيك بيك می شمرد
درین روزها شاطری نیز گام سخن سنج و هشیار و شیرین کلام
رسیدش زکابل زمین بوسه داد به آئین خدمت بپا ایستاد
اشارت شد ش تا کشاید زبان پیام نهان آورد در بیان
چوا نمرد شاطر زبان باز کرد به آئین زیبا سخن ساز کرد
اکبر نامه ( ۱۰۰۰ جلد ) ب عبدالاحد و محمد میر ح حیدر علی ن نرجبعلی ناجم الیه شعبه تاریخ یوم ٦- ٣- ٢٨ ش مطبعهٔ عمومی کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
