Machine transcription
(۲۱۹)
ازان رقص بیهوده وبی مراد بدست آمدش خاك چون دیوباد(۱)
نه صبرش که ماند دران جای تنگ نه زهره که بیرون برآید زسنگ (۲)
ز تر شائی رنج کز حد چشید (۳) ز سر مستی بنگ کبرش پرید
بهوش آمده پایه خود شناخت دگر رایت آشتی بر فراخت
یکی دخترش بود حورا سرشت ز رشکش نهان مانده حور بهشت
بقد همچو سرو به خد آفتاب بلب لعل و در لعل در خو شاب
رخش آتش وزلف ها نند دود که می آمد از اوج بالا فرود
زخو بان چین آن بت آذری بمیدان زیبا ئی و دلبری
بچوگان گیسوی عنبر مثال ربود از ذقن گوی حسن و جمال
نگاری سمن رخ چمن را طراز بگیوی پر چین ختن را طراز
جبینش پر خشائی و او رو تاب مهی بود جا کرده بر آفتاب
بوصف دهانش که گویند هیچ (٤) خموشم که نتوانمش گفت هیچ
گهر داشت دندان لبش لعل تر تبسم ملیح وتك لم شکر
لبش دا روی درد هائی نهان عجب دا رم از خنده آن دهان
که این نوش داروست گر لولوی چرا در د دل گر دد از وی قوی (٤)
الف بین که بالای کاغذ فتاد (٥) ببالای او دید بیخود فتاد
تعجب از آن زلف و قامت مراست که چون شد بگیج صحبت راست راست
خیال لبش غنچه باغ دل زخال رخش لاله را داغ دل
(۱) بمعنی گردباد (۲) - در نسخه «م» «تنگ» آمده
(۳) - تصحیح ح : ز بس ترشی رنج و محنت چشید
(٤) - « « : بفکر سفتن دهانش مپیچ که نبود از آن حاصل غیر هیچ
(٤) - تصحیح ح : که هر گاه این نوشد ا رو بود چرا در د دلها فزون زو بود
(٥) - « « : الف یا چو بالای کاغذ نهاد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
