Machine transcription
(١٨٤)
زبان برگشاد اکبر نامدار بگفتا ای جهاندار والا گهر
بحکم تو لشکر نگهداشتم علم بر سر انجم افراشتم
بلقد ان ۱ این شهر بست من اند زبر دستها زیر دست من اند
بمانده است تا دشمن آویختن همین بستن پای وخون ریختن
ولیکن بگیرم ازان باز دست بترسم که آری به پیمان شکست
بصلاحید بندم سر جویبار کند دیگری ماهیانرا شکار
کزیفان بسی مکرونیرنگ ورنگ همی خیزد از مردمان فرنگ
بژ رفی ببرند از دوست پوست که تابر کشند از تن هر دو پوست
شما را قد محکم به پیمان خویش و لیکن نباید ز بیگفته پیش
رهائی نیابد دلم ز ین گز د بجز بستن عهد و پیمان تو
چواین گفتگو لانهه جنگی شنید ترش گشت وابرو بهم در کشید
دلش سوخت از احتراق نهفت زبان آتشین کرد چون شمع و گفت
کزین بیشتر تند خوشی مکن زبان بند و گستاخ کوئی مکن
مشو هرزه کوژار خائی بس است زبان باز کش خودستائی بس است
که را زهره از آبی وآتشی که باما زند دم ز گردنکشی
کجا رفت آن عجز روز نخست همان لابه کردن به آواز مست
بیاد آر لرزیدن گردنت سر افگنده با من سخن کردنت
زبس چیزی وستی حال تو نمیرفت سگ هم بدنبال تو
که امروز سالارو سرلشکری همی لافی از میری و سروری
بروت شکسته ز گوشت شدهاست بچرخ زبرجد خروشت شد است
ندانی که این احتشام از کی است و گرنه چو قوخان اکبراسی است
چه بود این سخنها که گفتی مرا چه ناوک کزان سینه سفتی مرا
بمن عهد بستی وبگسیختی بکان نمک رفتی آمیختی
بدشمن دگر بار پیوسته نمکدان نمک خورده بشکسته
(۱) ترز مطلب از ترپورانگلیس است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
