Machine transcription
(١٦٣)
دگرباره آن شاه کردون شکوه بسی شد ز جنگ فرنگی ستوه
تقابل ندیدند شایان خویش نگهداشتند از بلاجان خویش
صلاحیکه ازخویشتن داشتند بصد جهد با خویش برداشتند
دویدند افتان وخیزان چوگوی سوی مسکن خود نهادند روی
حسودان نشستند بر جای شان بشد بر فلك شورو غوغای شان
چو در شوره شب ز نور سحر بیفگند گردون گردان شرر
بیکدم چنان آتش آمد بتاب که شد سوخته خانه آفتاب
فرنگی زدژ، شه زبالا حصار ز پشته حسودان بدروز گار
چنان گرم کردند بازار کین که از توپها برهوا شدزمین
بکابل فتاد آنچنان ولوله که برخاست از هر طرف غلغله
ز افتادن غرفه و پیش طاق بر آمد زهر سو طراقا طراق
همه در خروش و فغان آمدند زپشته فزون تر بجان آمدند
که بس پله توپ نزديك بود زبس دود مانها بر آورد دود
ازین واقعه سروران دیار بگفتند با هم بصد اضطرار
علاجیکه در باب رفع فساد نمودیم تاثیر بر گشته داد
چو دارو فزون تر کند درد ناك بحکمت دلالت کند بر هلاك
برامروز امید و حرمان ماست که ازروزها روز بحران ماست
ازین دشمنانیکه بر پشته شب نشستند چون رهزنان عرب
اگر جای خالی نخواهیم کرد ازین بوم و کشور بر آرند گرد
جز این چاره نیست کامروز باز بجان بازی آئیم در ترکتاز
بکوشیم مردانه اندر نبرد برآریم ازخاك بدخواه گرد
چو اندرجهان بی اجل کی نمرد زروز اجل از اجل جان نبرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
