Machine transcription
( ۱۰۰ )
بمانيم در قلعه خوار چند بسازیم برخود ده دشخوار چند
بمردن بشمشیر در کار زار به از زیستن اندرون حصار
بد اندیش تا در نیابد شکست محالست این فتنه خواهد نشست
زمانه چه دون پروریها کند که ایدون زمان دم زشاهی زند
کنونش کی آید کسی درنگاه که دیروز خان بود و امروز شاه
کنون صبر تدبیر این کار نیست صلاحی به از جنگ و پیکار نیست
همان به که نا کرده پروای سر بتازیم بر دشمن خیره سر
اگر دست یابیم در کار زار برآریم از اهل کابل دمار
همه خاك این بوم وبر بر کنیم بهامون و کوه و دره در زنیم
زهوش دد و گاو و گربه تا مور و مار نمانیم يك جانور در دیار
و گر دور گردون دگرگون بود بدون پروری عالم دون بود
زمردن چه غم زانکه مردن دوبار نباشد پس آن به که در روزگار
زها ماند افسانه این داستان چو از مردی رستم داستان
بفرمان پذیریش اهل نشست همه بر نهادند بر سینه دست
چو روز دگر شاه زرین حسام بر آورد شمشیر روز از نیام
ببسته کمر لا تهه جنگی دوان شده با سپاه فرنگی روان
ز گردان پیل افکن و نامدار شمار سپه داشت پنجه هزار
صف توپها پیش چون رود نیل روان بود از پس صف ژنده پیل
پس ژنده پیلان هزبران مست روان صف بصف تیغ بران بدست
بر آورده صد گونه رنگین لوا چو قوس قزح گشت رنگین هوا
چو روز قیامت از ان ولوله بکابل شده جنبش و زلزله
چو محشر گریزان ز هم جمله کس بهر کس غم جان خود بود و بس
فتاد آنچنان در تزلزل تراب چو از جنبش خلق کشتی در آب
زنان سینه کوبان بجوش و خروش گریزان و بگرفته طفلان بدوش
بسی مردم از بیم آن سیل تیز نمودند سوی بلندی گریز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
