Machine transcription
صفحه
د ارمغان میمنه ،
( )
عتیق : گناه بزرگ و با اهمیت است .
مأمور : بلی ، بلی ۱۰ ین آدم دیوانه نیست ، مجرم است وجدان او را
شکنجه میکند . به چندین مجرم و اشخاص گنهکار همینطور تصادف نموده ام
که خودشان خود را تسلیم قانون وعدالت کرده و جرم
خویش را اعتراف کرده اند .
قاسم : ( سر را بلند کرده ) من عهد کرده ام ، من اعتراف نمیکنم ، باید
اینها ( اشاره به دکتور وانور ) بگو یند ، اعتراف کنند .
عتیق : خودت چرا گفته نمیتوانی ؟
قاسم : ( به اطراف خود دیده و طرف مأمور پولیس خیره میشود) اینه مأمور
هم حاضر شده ، حالا میدانم وقت فرا رسیده خدا برای نجات
من ضابطهٔ قانون را هم درین جا فرستاده تا از ین عذاب نجاتم
دهند . (رعشهٔ در اندامش تولید و بالای حمید و انور جان
حمله کرده با آواز خشن ) زود اعتراف کنید ، دیده گی
های خویش را بگوئید ،ومرا تسلیم عدالت کنید (بعد از کمی سکوت)
بگوئید ! بگوئید چرا سکوت کرده اید ، من قولیکه به او داده ام
هرگز خلاف آن حرکت نخواهم کرد . شما بگوئید مرا
مرتکب جرم دیگری نکنید . میدانم از قولیکه شما هم
به او داده اید میترسید و از عدالت خداوندی و قوانین
مملکت چشم پوشی مینمائید ـ (رو به حاضرین کرده) این شرافتمندان
پاس عهدیکه کرده اند گناه بزرگتری را نزد خدا و شریعت غرای
محمدی(ص) مرتکب میشوند. دین را به دنیا میفروشند و حقیقت را
میپوشانند، میدانم اینها چیزی نمیگویند ، مرا مجبور میسازند
که اعتراف کنم . . . نه ، نه والله من وصیت او را نزد خود تا روز
مرگ محفوظ نگاه خواهم داشت .
مأمور پولیس : ( به يك بچه ) برو تو يك پولیس گرفته بیار .
دکتور : این چه بدبختی است .
عتیق : ( به انور جان ) بگو چرا سکوت میکنید . قاسم چه میخواهد .؟
قاسم : دکتور ! چرا نمیگوئید، بس است این بدبختی واضطرابات روحی من ...
مرا مرتکب گناه دیگری نسازید بحالم ترحم کنید .. توای دکتور !
بنام انصاف و انسانیت، بنام وجدان وفرض مسلکی خود که از کتم
نمودن این راز مقدس مقدم تراست، حقیقت را بگو ومرا ازین مشکل
برهان . ( پس از رعشهٔ خفیف قاسم به زمین غلطیده، ضعف میکند )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
