Machine transcription
( ) ارمغان میمنه
پرده با لا میشو د :
(عتیق «مدیر» پشت میز کار خود نشسته مصروف نوشتن و قاسم «تایپست» هم پشت میز خود ایستاده و کاغذ ها را ته و بالا میکند )
عتیق : (در حا لیکه از خواندن مکتوب فارغ میشود) قاسم خان ! تصویب مجلس را بما خبر دادند . قراریکه دیدم در مجلس فیصله شده شما از تاریخ کار کرده گی خود منظور و مستحق معاش میباشید.
قاسم : بسیار تشکر ، خدا شما را سلامت داشته باشد. از توجه و این لطفیکه نسبت به این عاجز دارید خیلی ممنونم .
عتیق : نه صاحب ، شما حق دارید ، سالها عمر تان به خدمت سر کار مفت صرف شد و در حین خدمت مریض شدید ، همان روز ییکه غش کردید باور کنید که دلم بحال شما بسیار سوخت . شما رفیق برادرم هستید و بالای من حق شما بسیار است ، غصه نکنید ، دو سه ماه کار کنید انشااله راجع به تزئید معاش شما خواهم کوشید.
قاسم : ( در حال حیرت ) از لطف شما نسبت به خود تشکر میکنم و باین زحمت و فدا کاری حیات من و اولاد هایم را خریدید ، تا زنده باشم مدیون احسان شما خواهم بود . (مصروف کار میشود.)
عتیق : (پس از لحظه ساعت خود را دیده میگوید) امروز هم نمیخواهم به مجلس شان خودی بروم با شما يك جا صرف خواهم نمود (دست به زنگ میبرد و خانه سامان داخل میگردد) امروز هم برای ما همین جا نان بیار (يك نوت ده افغانی میدهد ) .
خانه سامان : صاحب مدیر مأمورین گفت که این چند روز است مدیر شما به میز نان حا ضر نمیشوند ، برایشان بگو که بیایند .
عتیق : بان مه جواب میدهم ، تو برو نان بیار.
(خانه سامان از در خارج میشود پس از لحظه تك تك در وازه شنیده میشود)
عتیق : بفرما ئید .
(در باز شده لطیف داخل صحنه میشود . با قاسم احوال پرسی نموده به عتیق نزديك میشود)
لطیف : معلوم است درین روزها از ما آزرده شده ئی که به میزنان حاضر نمیشوی ؟
عتیق : بفرمائید ، بنشینید ، بگذارید این گله ها را من هیچ وقت ، در ، دلم به روی کسی بسته نیست مخصوصاً به جناب شما ها که نشانی برادرم هستید.(از شنیدن این جمله لطیف و قاسم سرخ شده و هر دو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
