Machine transcription
( )
ه ازمغان میمنه ،
این چنین حرکت کرد .....
رسولخان : عجب است ! ممکن نمیدانند؟ و چیزی نمی گویند؟ .....
قاسم : (سر به زیر افکنده دست به روی زخم میکشد.)
رسولخان: والله قاسم: دلم بحالت بسیار سوخت: در سخت منجنیق دچار هستی...
از یکطرف این زخم تو درد واضطراب میدهد، از طرف دیگر
مفلسی وپریشانی وغم خانه واولادها، واز دیگر ــ واین سختتر مدعش،
که دل هر سنگدلیرا آب میکند.
قاسم : ( با يك نالة جانسوز ) کاش بمیرم و روی این را نبینم،
مرا بسیار عذاب و شکنجه میکند.
رسولخان : قرا رینکه بعد معلوم شد واقعه با اثر رقابت صورت پذیرفت
آیا همینطور نیست؟.....
قاسم : (بعد از کمی سکوت) این اقدام من برای بر طرف ساختن کدام سدی
از پیش روی خودم نبود. ولی هیهات که مرا فریب دادند.
رسولخان : بس است، بس است، نمیخواهم ازین درک بیش ازین چیزی بدانم.
قاسم : (آه سردی کشیده وباز دست به گردن میبرد وهر دو ساکت میشوند)
قاسم : (آهسته) حرص وطمع، مرا به این عمل شنیع دچار ساخت. مرا فریب دادند.
اکنون پشیمانی سودی ندارد. اينك در چنگال انتقام الهی دچار
وعذاب میکشم. بااو در يك شفاخانه زیست دارم، البته خواهی دانست
که این بارچقدر گران واین قضاوت قلب به چه قیمتی برایم تمام شده؟...
خدایا !ای بار خدایا !ازین گناه بزرگیکه کرده ام مرا عفو کن، بس است.
( هر دو درعالم سکوت و رسولخان آماده رفتن میشود ) .
پرده می افتد
پرده دوم
اشخاص : اشرف ، عتیق ، حمید و قاسم .
صحنه : همان صحنۀ اول
پرده بالا میشود .
(در بالای در از چوکی اشرف سر دوپا نشسته ،حمید در کٹور ،
و عتیق «برادر اشرف» به چوکی های دیگر نشسته اند)
داکتر ر : شوتی صاحب، هنوز قطعی تثبیت نشده است. خدا مهربان است، ببينيد،
اشرف شکر خا لاخوب است، هرسوالیکه دارید بپرسید،
برای تان جواب میگوید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
