Machine transcription
()
از ارمغان میمنه
ازوی صاحب نسب تر کیست؟ و عیب او جز بیو فائی و خود نمائی چیست ؟
اگر بدیدهٔ انصاف نیکر یسته شود، گل از نسل خاك و شبنم از هوای
پاك است ، این از خاك سیاه می رو ید و آن از عالم با لا می آ ید، نسبت
گل به بته خار دار ، و از شبنم به در شهوار می شود ، میل گل دا یماً به جهان
سفلی و از شبنم بعالم بالا می با شد . معراج شبنم در برج آ فتا ب نو را نیت
شعار و روح گل بر سر بازار و یا به شیشهٔ دکان عطار قرا ر میگیر د ، این
لا ا بالی و با زا ری، و آن بلندخیال از رنگ آمیزی های ظا هر ی عا ری .
پس اگر شبنم به صحبت گل قانع شود موجب افتخا ر و ما یه عزت و اعتبار
اوست، درینجا سخنان صاحب غر ضان و مدعیان از دایرهٔ اعتبا ر بیرون و این
يك دلیل موزون است که(فرشی)را اگر زیرچوب فرش کنید،(شبورا) شا یبو گفته
و( کشمیری)را به بیهمهری نسبت میدهد . ( آفتاب پرست) اگر چه ہندو ست اما شخص
ینکر وی و را ستگو ست در عین زمان عقا ید عجیبی دا ر د ، ا و میگوید که
شبنم بیگم از خا ندان آب و داکتر نسیم خان ز دود مان هوا ست ، ما از ین
دو خا ندان امید های ز یادی دا شتیم ، حتی وا سطه نشو و نما و حیات خو د
ایشان را می پند ا شتیم ، ا کنون مسئله از دو حال بیرون نیست، اگر آ قای
نسیم راستی این قضیه را بچشم خود د یده باشد دامان پاك شبنم لکه دار و خا ندان
آب تما ماً بی آب و بی اعتبار شد ؛ . و اگر به عصمت و عفت شبنم صدمه وا رد
کرده ، چنين يك تهمت بزرگی را از خود با فته و د ختر ك پا کدا من و عفیفه
را بد نا م و ر سوای عالم سا خته، پس نام نيك هوا بر با د و سیا ست چند ین
ساله او خراب شد، زیرا داکتر نسیم خا ن محرم راز خو رد و کلا ن و نبض
شنا س فقیر و مسلمان بو ده ، بلکہ درقدر و روح ر وان اعتبار بزرگی د ا شت ،
کنون آدم به که و به چه ا عتما د کند؟ .
ز بان جرأت به کذب و بهتان آ قای نسم عنبر شمیم کشو د ن هم خیلی
جسارت و نها یت گستاخی و شطارت است، آ ن عا لیجناب کم کسی نیست . در
هر زمان مصدر خد مات بر جسته و کار های مر و ا ه و خجسته گر د ید ه ،
به هیچ گونه ا نکار آن ممکن نیست، بوی پیر اهن (یوسف علیه السلا م) رابمشام
پیر کنعا نی او بو د که ر سانده و ا ز زندان دما غ ز لیخا ر ا بر تکہت ز لف
دلاویز یو سفی او بود که کشا زد، عطر گیسوا ن مشکبار حضرت سردار و سر و ر
کائنات را که هر دو جها ن قیمت یکتار ش نه میشود ا ز سراپردهٔ حر م بمشا م
اویس معظم ر سانیده و آن عا شق سوخته را هر لمحه ز ندهٔ جا وید می ساخت،
عا شقان مہجور را بهنگام سحر ا ز شمیم کا کل جا نا ن مست و بیخبر ، و کلبهٔ
در و یشان خدا جو ، و گو شه نشینا ن با آبرو را ا و ست که معطر می سا زد،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
