Machine transcription
( )
صفحه
« ارمغان مبنته »
معمکتب قضا بر یکه ا زمان ساز یست
TTT دم مشود، چند رود همچو گو (6)
عفو و راء یش از مهجت به جان
تشتعلیم کن و، وا نکه، معلم شو
د د دیگر ششنو، دیده کنکم این بیند
باش، شاه شاه جوانرا، ز دل و جان پیرو
بصدق و صفا، بهر وطن کن خدمت
که که ما در و وطن هست مرا دان چون او
سخن راست بیا با همه جا چون دو راء
فقبول ارکنه شور نمیکند کو و برو (ش٦س٦)
١، خواب - ٢، سینه ام ست، برو - ٣، آفتاب - ٤، شب - ٥، آب -٦، کو
بها علی « عنبر »
چه شد شد شد
بدل داغ از فراق خالت افزون شد چه شد شد شد
بیاد سر و قدت قبا متهم نون شد چه شد شد شد
چنان لب تشنه در صحرای غم دور از لبت گردم
بهر جا از سر شکم رود جیحون شد چه شد شد شد
دو چشم جادو یت ملك دل و جانم نمو د تسخير
دمم را زیست تأ ثیر گر چه افسون شد چه شد شد شد
بگل کشت گلستان مست می یاد بیکر ان گردی
مرا از رشك، اشك دیده گلکون شد چه شد شد شد
بطر ف مجلست شامل شدن نی حد من باشد
اگر چه ناله ام ما زند قا نون شد چه شد شد شد
شب غم سا عتی گل عار ضت ای بدر من بنما
کرم از جانب لیلی بمجنون شد چه شد شد شد
چه گویم عهد ستت سنگدل با من چه ها کرده
شکست رنگ عبا دت قایم از خون شد چه شد شد شد
شنیدم شد گر فتار هم از جور فلك گفتم
خدا خیرت دهد با ما زگردون شد چه شد شد شد
کجا منظور گردد عنبرا، این گفته ها با کس
چو شعر شاعران گر چند موزون شد چه شد شد شد
(ش٣س٦)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
