Machine transcription
« ارمغان مینه »
بناقلی «خبری »
چلم وقلم
چلم گفتا كه : من مايه غزانم
چلم كش را به محنت مير سانم
قلم گفتا كه : من شا ه جها نم
قلم كش را به دو لت مير سانم
* * *
دودشی را دیدم و گفتم که : احوال شما
گفت خوب امانه چندانکه امثال شما
گفتمش وامثال ما را حال چندان خوب نیست
گفت : حال خوب ماباداليكه مال شما
گرچه ما با تلخ کامی سینه سوزیم از دخان
تا بدست آریم كيف، آنهم به اقبال شما
ليك داريم آن قدر همت که از وی بگذریم
تا شویم آسوده وفارغ زجنجال شما
دود تنباکو وچرس و بنگ و افیون گر ضرر
دارداندر جان ما دارد نه بر مال شما
ليك ازان دود سیا هی کز قلم آید برون
صد هزاران آه مظلوم است دنبال شما
کا که بیچاره را از کوچه و پس کوچه ها
در فغان آورد این تقریر و تمثال شما
این زمان گویا که آمده نوبت دود چلم
تا وقال وقيل ما گردد نيكو حال شما
گفتم: از دود چلم بد تر بود دود قلم
ليك مى سوزد دلم بر حال اطفال شما
كز شما ناچار می آموزد آن بیچاره كان
تا که در هر دوره باز آید به منوال شما
گفت «خبری» غم مخور زیرا که گر باشدحیات
این همه اصلاح خواهد شد زاقوال شما
(شماره « ٤١ » سال اول)
بنا قلی « ن.ن »
گلمکی زر دم
آه من گلمکی زر دم
ببا غابيك پر در دم
دردم ز خزان با شد
زیرا که چنین کردم
این ظالم بی پر وا
با باد صبا يكجا
از گلشن ر نگینم
بنمود مرا پيدا
بودم گل بس خوشبو
اندريك بغ جو
جونيكه به بستان بود
جاری و بسى نبيكو
بد غنچه من شاداب
عطرش بجهان کمیاب
از جمله گلان ممتاز
پروانه بمن بی تاب
بودست خریدار م
هم عاشق رخسارم
در صحن چمن بلبل
دلداده و بیمارم
آن مرغ مرا عاشق
سودا زده چون وامق
از روی محبت بود
پردیدن من شائق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
