Machine transcription
( ٤١ )
شده است . در افسانه ها نقل میکنند که در روزهای اعیاد
مذهبی از فراز گنبد معبد اشعهٔ درخشانی بهوا بلند میشد و
از قات درزهای سنگ ها مایع معطری خارج میگشت و در آرامی
سکوت شب زمزمهٔ آهنگ موزيك بگوش میرسید .
میگویند روزیکه « راهولا » آبادی این بنای مذهبی را
تمام کرد شب شخصی را بخواب دید که به او میگوید : این
استوپهٔ بلندی که به این عظمت و شکوه آباد کردی چیزی
تحفه و یاد گار در خود نهفته ندارد و چون فردا پادشاه و
رعایا برای مراسم افتتاح آن میآیند از شخص شاه استدعا کن
که قبل از همه یاد گاراً چیزی به معبد تقدیم کند .
فردا چون شاه به محضر عمومی تشریف آورد وزیر پیش شده
دست ادب برسینه نهاد گفت : خادم حقیر از حضور اعلیحضرت
شما التجا دارد که اولین تحفه امروز از دست شاه به معبد برسد .
پادشاه استدعای وزیر خود را قبول نموده و جواب مثبتی داد .
سپس « راهولای » وزیر پیش دروازهٔ معبد ایستاد و در حالیکه
مردم چون سیل خروشان بطرف او می آمدند يك نفر را در میان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
