Machine transcription
( ٣٣ )
نزديك ميشد عالم مذکور با قوای تصرفات روحی بالای
بوریائی نشسته بهوا بلند میشد و به قصر «ناگا» کنار
دریاچه فراز سالنگ میرفت و نان چاشت را در انجا میخورد.
چون یکی از شاگردان عالم از چندی رفتن چاشتانه استاد
خود را ملاحظه نموده بود همیشه بفکر بود که آیا کجا میرود ؟
کنجکاوی و هوس آخر مصممش ساخت که مخفیانه خود را
به بوریائی استاد خود آویزان کرده و این سر را کشف کند . بهمین
فکر روزی هنگام صعود عالم نزديك وی آمده و هنگامیکه بوریا از
زمین کنده میشد از گوشه آن محکم گرفته و بهوا بلند شد
و طرفة العين کنار دریاچه سالنگ رسید «ناگا» حینی که
از پیر خود استقبال میکرد ، چشمش به شاگرد او افتاده او را
نیز برای صرف نان چاشت دعوت نمود . اما غذائی که برای
آن دونفر آورد فرق داشت یعنی به عالم « غذائی آسمانی »
و به شاگرد او خورا که معموله عادی انسانی داد ـ چون
عالم از خوردن غذای خود خلاص شد ، لب به اظهار تشکر
و توصیف مرید خودشاه ماران آبی باز نموده و بر طبق عادت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
