Machine transcription
آن پنج گز در پنج گز بود و دوکوس زرین که بر گردونه آوردند
وسلطان غیاث الدین آن حلقه و زنجیر و جریره را در پیش طاق مسجد جامع
فیروز کوه بفرمود تا بیاویختند و چون مسجد جامع راسیل خراب کرد
آن کوس وحلقه و زنجیر وجریره را بشهر هرات فرستادند تا مسجد
جامع هرات را بعد از ان چه بسوخته بود (۱) ازان وجوه عمارت
کردند تقبل الله منهم (۲)
پس بنابر قول مولف طبقات ناصری این مسجد بزرگ بعد از سوختن
(۱) تا جائیکه تحقیقات شد علت سوختن جامع هرات دران وقت معلوم نیست فقط
جزء اساطیر محلی اشاراتی درین معنی میشود هم چنین مولانا جامی هروی وعلی قانع
هندی در نفحات الانس و تحفة الکرام قضیة مذکور را بدین ترتیب نقل میکنند:
درویش محمد چرخگر که یکی از ابدال بوده در جامع هرات ببر بردی روزی
در مسجد خفته بود که کوزه آب وی ریخته بود ندخادم مسجد آنجا رسید پنداشت که وی بول
کرده است وی را چندان بزد که اعضای وی مجروح گشت چرخگر آهی بزد و بیرون
رفت مسجد از چوب بود آتش پیدا شدو دروی گرفت و بسوخت و از آنجا به بازاری که
آنرا بازار جمله فروشان گفتندی در آمدسلطان مجدالدین طالبه را از آن خبر
کردند در عقب چرخگرروان شدچون بوی رسید گفت ای چرخ گرشهر مسلمان را چرا
میسوزی چرخ گر باز گشت و آب چشم خود بر آتش افگند آتش فرومرد و ناپدیدشدو این
رباعی بگفت :
آن آتش دوشین که برا فروخته بود
او سوختن از آه من آموخته بود
گرآب دو چشم من ندادی یاری
چه جمله فروشان که هری سوخته بود
نفحات الانس ص ۳۲۰- ۳۲۱ طبع نول کشور و تحفة الکرام ج ۲ ص ۱۸۶ صحت
این حکایت هر طوریکه باشد مطلب ما این است که درین مقاله هر اطلاعی که از هر
جا و هر گوشه بدست آید بمطالعه خوانندگان برسانم .
(۲) طبقات ناصری نسخة قلمی متعلق بفاضل دانشمند آقای حبیبی .
۵۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
