Machine transcription
۶۱
جهان زابادی عدلش چنانست که جسمست این جهان و عدل جانست
جهان تا هست باقی باشدا باد بقای شاه و فرزندان او باد
بتاریخ هزار و هفت و هشتاد حبیبی با خیالی در سر افتاد
که در ایام این فرخنده خسرو کند انشا محبت نامهٔ نو
مگر گویند بود آن نیک فرجام بدوران همان فرخنده ایام
که معماران استادان پیشین بهر جا روضه کردند تعین
بهر جا عاشقان در خاک خفتند بهر جا گلرخان سرخ را نهفتند
بیکجا خاک شان گلگون نکردند بیکجا جمله را مدفون نکردند
بیارم جمله را از خاک بیرون کنم آن جمله را در روضه مخزن
نخست از نام یوسف نامه خوانم بس از عشق زلیخا خامه رانم
بدوم طبع را سازم شکر ریز ز شیرینی دشتکر فرهاد و پرویز
بسرم نطق خواهد گشت گویا زعشق لیلی و مجنون و شیدا
چهارم از دلورا و خضرخان بگویم قصه های وصل و هجران
به پنجم قصه از شاه و درویش بگویم کو حیاتی باشدم پیش
به ششم ایاز عشق محمود بگویم طبع گر قادر توان بود
بهفتم قصه از مهر و از ماه بگویم گر نباشد عمر کوتاه
بهشتم گویم از جمشید خورشید اگر از زندگانی باشد امید
کنم در روضه ایوب شیدا که باشد نسخه از هشت گلشن
نهم در روضه آن نیک بختان دگر از قصهٔ با درخشان[?]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
