Machine transcription
۳۹
۱۹- خواجه حسن افغان (۶۸۹)
از مریدان کاملین و خلفائے مقبولین حضرت شیخ بہار الدین زکریا ملتانی است
و در زہد و عبادت و ذوق و شوق و عشق محبت ثانی نداست -
شیخ نظام الدین فرموده است که او صاحب ولایت بود در غایت بندگی وقتی در کوه
میگشت در مسجد رسید موذن بتکبیر گفت امام پیش رفت خلقی بجماعت پیوست - خواجه حسن نیز
ورا مد و اقتدا کرد - و امام را در حالت نماز خطره ہائے عظیم در دل خطور کرده بود خواجه از خطره ها
امام بصفا باطن آگاه شد چون نماز تمام شد و خلق باز گشت وی نزدیک امام رفت و گفت ای خواجه
تو در نماز شرع کردی و من بتو اقتدا کردم و تو در عین نماز ازینجا بدهلی رفتی و آنرا بخار بردی
و بازگشتی و این برده بعرب بردی و در انجا فروختی و از انجا واپس بملتان مراجعت کردی و نفع
کثیر حاصل نمودی - بیچاره حسن بدنبال شما دست بسته پا برهنه میگشت و سرگردان و حیران
میگردید پس این نماز را چه نماز گویم که کل در کار و تن با خدا بود - غرض که از خوارق و کشف کرامات
بسیار از و بظهور رسیده ولی از ظاهری امی محض بوده اما در علوم باطنی بحدیکه گو یا تمام لوح
محفوظ بر لوح سینه بے کینه او نوشته بودند و مردمان بنظر امتحان حسن افغان سه سطور : سطری
از ان از آیات قرآنی و سطری از احادیث نبوی و سطری از اقوال مشایخ بر کاغذی تحریر میکردند
و پیش وی نهاده میگفتند که بگو درین سطرها چه نوشته است ؟ وی اول انگشت بر سطر آیات
قرآن می نهاد و می گفت که این آیت قرآن است - و بعد از ان دست بر سطر حدیث نهاده
میگفت که این سطر حدیث نبوی است و سطر سوم را سطر قول مشایخ معرفی مینمود - پس از و
سئوال نمودند که تو امی محض میباشی باعث تعارف این چیست ؟ جواب میداد که دیگر هیچ نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
