Machine transcription
گلوسوز ست از نی نغمهای عندلیب او چو آتش برگ میر یزد شهر ر از نوک منقارش
ز تابش جو سرو اد برگ سبزی امین اندرائین خزان رنگی ندارد در گل خار اشجارش
خضر تیری بتبا ریکی فگند از چشمه حیوان بیا اینجا حیات جاودان برگیر از بهارش
تخلف بر طرف این هستم ملکی را با این هیئت سپهدار چو نواب طفر خان بود در کارش
نوای جغد چون آوازه عنقا بگوش آید خوشا ملکی که باشد شحنه عدل تو معمارش
فلک از آفتاب آئینه داری پیشه میسازد
که گرم حرف گردد طوطی کلک شکر بارش
چواز ہند و دوات آمد برون طاوس کلک او خورد صد ماتهیچ رشک بکبک نظر ز رفتارش
نباشد حاجت سرسایه بال ہما او را سعادت همچو گل میروید از اطراف دستارش
بلند اقبالی آن دارد که بر آسمان تازد بزور بازوی قدرت کند با خاک هموارش
ز بس در عهد او دزدی بر افتاد دست عالم نیار د خصم دزدیدن سرا ز شمشیر خونبارش
راید تیزی از الماس سرخی از لب مرجان نماید جوهر خود را چو شمشیر گہر بارش
خدنگش را گو هر چه سرخی در دهان دارد زخون دشمنان پان میخورد لبها سفاراش
سری کز جنبش ابروی تیغش بر زمین افتد که بر میدارد از خاک مذلت جز سردارش
عنان با دوستی چون گذارد رخش جودش اگر صد یاد پا باشد که می بخشد بیکبارش
چگویم از بلند یها طبع آسمان مسیرش بدوش عرش و کرسی می نهد از رتبه افکارش
الهی تا جهان آزاد و شهرارا بجان باشد
جهان آرائی و آرایش کشور بود کارش
[ILL]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
