Machine transcription
۱۱۵
در وصفِ کابل
از طبع میرزا محمّد علی صائب اصفهانی متوفّی ١٠٨١ـ الكعبه
«صائب وفات یافت» مادهٔ تاریخ اوست
خوشا عشرت سرا کابل و دامان کهسارش
که ناخن بردل گل میزند مژگان هرخارش
خوشا وقتی که چشم از سوادش سُرمه چین گردد
شوم چون عاشقان عارفان از جان گرفتارش
ز وصف لاله و رنگ بر روی سخن دارم
نگه را چهرۂ خون زنم ز سیر ارغوان زارش
چه موزون است یارب طاق ابرو پل مستان
خدا از چشم شور زاهدان با دانگہدارش
خضر چون گوشه بگرفته است اندر پای کوهیش
اگر خوشتر نیامد از بهشت اینطرف کهسارش
اگر در نقب برج فلک سایش نمی بیند
چرا خورشید را از طرف سر افتاده دستارش
حصار پارچه اش اژدهاے گنج را ماند
دلی ارزد بگنج شائگان هر خشت دیوارش
نظرگاه تماشائیست در و هر گذر گاہی
ہمیشه کاروان مصر می آید بازارش
حساب مہ جبینان لب بامش چه می پرسی
دو صد خورشید رو افتاده در هر باد و بارانش
بصبیحی می خندد گل رخساره صبحش
بشام قدر پهلو میزند زلف شب تارش
تعالی الله از باغ جهان آرا و شهر آرا
که طوبی خشک بر جا مانده از رشک جویبار
نماز صبح واجب میشود بر پاک دامانان
سفیدی میکند چون در دل شب بام این زارش
بعمر خضر سرش طعن کوتاہی از ان دارد
که عمری بودہ اِے جان هم عیسی ہوادارش
نمیدانم قماش برگ گل لیک اینقدر دانم
که بر گل زند نیشی درشتی سوزن خارش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
