Machine transcription
باز در دل خار خاری دارم از عشق گلی
بیسر و سامانم از سودای مشکین کاکلی
نیست مثل او گلی اکنون بشهر نیکوان
این مثل در عهد او نو شد که شهری و گلی
گاهی بیدل که دارد دور از آه و فغان
هست محروم از بهار و باغ نالان بلبلی
صاحب خزانۀ عامره مینویسد که گاهی بهند آمده مشمول عنایت اکبر پادشاه گردید و بواسطۀ غزل لا نعم فیل صد هزار تنگه صله یافت همه را در یک هفته صرف مستحقان نمود این است ـ
تا بقیلان میل دیدم دلستان خویش را
صرف را فیل کردم نقد جان خویش را
پادشاه فرمود هر گاه مولانا بحضور بیاید هزار روپیه بصیغه پامزدی یافته باشد ـ مولانا ازین جهت آینده از حضور کناره گرفت و در اکبر آباد بسنه نهصد و هشتاد و هفت در سن صد و ده سالگی پیمانهٔ عمرش لبریز گردیده ـ ازوست ؎
از گریهٔ من حال قریتی خراب است
زانروی که مرگ سگ دیوانه در آب است
بروز هجر مرا دین بس گهر بار است
شبی که ماه نباشد ستاره بسیار است
نه عینک است که بر دیده دارم از پیری
برای خط جوانان دو چشم من چار است
کبیر
قرن دوازدهم هجری
صاحب تذکره روز روشن مینگارد که محمد کبیر خان از سخنوران افغانان سرحد افغانستان بود که در شهر رامپور میزیسته و با قاضی اختر صاحب تذکره آفتاب عالم تاب مراسلت داشت ازوست ؎
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
