Machine transcription
- ٦٢ -
جمعیت طریگه گلشن نمانده است * کرده است بزم عیش چمن را نظر خزان
نرگس بچشم خویش دگر روز خوش ندید * شبخون بخیل باغ چوزد بیخبر خزان
می افکند بخاك نهالان تازه را * امسال آمده است بطور دگر خزان
تنها ز دست جور خزان لاله داغ نیست
نبود گلیکه خون دلش در ایاغ نیست
اکنون چمن فسردو نشان بهار نیست
وزجوش گل بخنده لب جویبار نیست
دامان بخت سبز خود از دست داده است
گویا که اختیار بدست چنار نیست
هر کس که دیده ایم برنگی شده است داغ
تنها درین حدیقه جگر خون انار نیست
آورده است اخترو سرگشته است چرخ
معلوم شد که هیچکسی را قرار نیست
از دور چرخ و گردش ایام روشن است
کافاق را ثبات و جهان را مدار نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
