Machine transcription
- ۵۸ -
سر سری از وی نمی باید گذشت - دارد آخر سیر ها جشن نجات
با زبان حال خود گر بشنوی - میکند هر دم صدا جشن نجات
این زمان خرمی بخشای ماست
روز فتح شاه والا جاه ماست
قوم افغان را بسامان کرده است - طرفه عدلی ماه میزان کرده است
نخل امید همه پر برگ و بار - این زمان برگش ریزان کرده است
گرچه این موسم بود فصل خزان - ليك تاثير بهاران کرده است
از نسیم لطف روز افزای خود - غنچه های دل گلستان کرده است
دیدم از صحن چمن تا انجمن - برق سامان چراغان کرده است
چشم اشخاص تماشائی ازان - بی تکلف گل بدامان کرده است
این که می بینی بسان نو بهار - جشن هر جا را گل افشان کرده است
این زمان خرمی بخشای ماست
روز فتح شاه والا جاه ماست
باده عشرت بجام ملت است - طالع میمون غلام ملت است
نیست در دل ذره گرد ملال - شاد و خرم خاص و عام ملت است
فارغ البالند از غمهای دهر - مرغ آزادی بدام ملت است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
