Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۴۰۶) در سیرت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه
ازان جهت عام الرماده نامیده شد و این قحطی و گرسنگی در
سنه هجدهم از هجرت بود و نه پاه قحط در تنک نمود تا اینکه وحشهای
کوه در موضعهای آبادانی و نشیمن مردمان جهت طلب چیزی که بخورند
می آمدند و گوسفند ذبح میکردند از بدبویی آن جوزده میشد و عمر
بن الخطاب رضی الله تعالی عنه قسم خورده بود که روغن و شیر گوشت را
نخورد تا اینکه فراخی شود بر مردمان غلام وی ببا زار رفت
دید که ظرفی از روغن و مشکی از شیر ببازار آورده اند خرید بچهل
درهم و هر دو را بخدمت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه آورد و این
امر در ابتداء دور شدن قحط و گرسنگی بود و فرمود یا امیر
المومنین حق تعالی مردمان را زنده گذاشت و ترا از قسم تو خلاص
گردانید و اجر عظیم بتو داد در بازار ظرف روغن و مشک
شیری آمده بود هر دو را بخریدم به چهل درهم برای تو آوردم حضرت
عمر رضی الله تعالی عنه فرمود که هر دو را صدقه گردان بدرستی که
بد میپندارم اینک چیزی بوجه اسراف بخورم و چگونه غمخواری
رعیت میشود که چیزی که ایشان را از مشقت و خواری نبرد ببر
من نرسد و در زمان قحط با میرهای شهرها نوشت و فریادرسی
می خواست درباره اهالی مدینه و گرداگرد مدینه و از ایشان مدد
می طلبید اول شخصی که فریاد رسی نمود عبیده بن الجراح بود که چهار
هزار راحله طعام بار کرده از شام بمدینه آمد حضرت عمر رضی الله
عنه او را مقرر نمود که این طعامها را در بین کفریهای اطراف مدینه
تقسیم کن و باز گرد و بر وجهی که بران مقرر میبایستی بعد از ان پیاپی
مردمان طعام آوردند و اهل حجاز مستغنی گردیدند و عمرو بن العاص
بحر قلزم را اصلاح نمود و از انجا طعام بمدینه فرستاد تا اینکه
نرخ طعام در مدینه مثل نرخ مصر ارزان شد اهل مدینه بعد از ان
مثل عام الرماده در گرسنگی دیگر ندیدند تا اینکه و با برایشان
بند شد و قتل حضرت عثمان رضی الله تعالی عنه واقع شد بعد
ازان ذلیل شدند و مردم و حضرت عمر رضی الله تعالی عنه بمثال
مشهور بودند که امداد بدیشان نمیرسید اهل متی از قبیله مر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
