Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۴۰۵) در سیرت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه
مذکور را در راه خیر صرف محتاجین بنمود چون ایام حیات گذشت
ونزدیک بود که وفات شود پسر خود عبدالله و دختر خود حفصه رضی الله
تعالی عنهما را طلبید و فرمود که از مال خدای قرضدارم و دوست
دارم که بخداوند خود ملاقات میکنم از مال او چیزی در گردن
من نباشد چیزی مال که دارم بفروشید و بقرض خواهان بدهید
اگر قرض ادا نشد و باقی ماند پس قبیله بنی عدی را سوال کنید اگر
تمام شد مقصد حاصل و هرگاه باقی پس از قریش سوال کنید
واز قریش تجاوز مکنید بعد ازان عبدالله داری که بمدینه بود و او
را دار القضا می نامند از جهه انکه ادای دین از ش او داده
شد برای معاویه فروخت و بغایته مال داشت آن را نیز بفروخت
وادای دین نمود و حضرت عمر رضی الله تعالی عنه نفقه بسیار میکرد
برفقراء ومحتاجها و چون در بیت المال چیزی نمی بود قرض
می گرفت وصرف فقراء میکرد حضوصی در عام الرماده زیرا که
عمر رض را خوش می امد که غمخواره کی درشان فقراء واهتمام
بحال ایشان نماید روایت شده است از زید بن اسلم که روایت
کرده است از پدر خود که در سال رماده عرب از هر طرف از
شدت گرسنه گی وقحط که دران سال بود روی بمدینه آوردند
و امیرالمومنین عمر رضی الله تعالی عنه چند نفر را بر اطراف شهر مدینه
مقرر نموده بود که طعام در ما بین ایشان تقسیم نمایند و چون
شام می امدند خبر میدادند که چند نفر در نزد هر کدام بود ه یشب
امیرالمومنین امر نمود که حساب نمایند نفری باینکه در نزد شان
طعام خورده اند چون شماره نمودند تقریباً هفت هزار نفر شده
بود و فرمود که بشمارید عیالها وصبیان ومریض ها که نیا مدند وطعام
نخوردند شماره ایشان بچهل هزار رسید چند شب بعد مردم
زیاده شدند تا اینکه نفری شام نان میخوردند عدد ایشان
بده هزار نمود دیگران به پنجاه هزار رسید و گرسنه گی عام الرماده
در نهایت شدت و بسیاری قحط بود که مثل آن دیگر دیده نشده
بود و باد خاکها را از زمین بهوا میپرانید مثل خاکستر دیده میشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
