BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 953

Page 953

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 953 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

درخات اسلامی جلد ثانی (360) حسن سیرت ابوبکر رض بعد از تو واز کار پای خوب با صغی ابتکارهای شایسته منصوب میباشد حال پنهانی وی بهتر باشکارا و در میان با هی با شد از وی قوی تری هرگز بر ولایت آن امر نمیباشد بعد ا نوشته ابو بکر عثمان نوشته را خواند ان انچه در صحیفه بود همه خورسند و راضی شدند عاصم بن عدی گفت ابوبکر در حال مرض خود مردمان را جمع نموده امر نمود که مرا بر منبر بالا کرده خطبه خواند چن خطبه که بعد تفویض خلافت بعمر بن الخطاب بهمین بود بعد از حمد وثنای خداو ند گفت ای مردم از دنیا بترسید بوی فریب نخورید که دی فریبی بنده است حتمی است اختیار نماید اخرت را دوست دارید سر بگه دار در اخرت بمنزله دو ضره هه که محبت یکی دگری خشمناک میشود مدرسنیه که این هم خره آفر تسیم اول وصلاح میشود این امرا برداشته نمیتواند مگر افصل شما به قوت و ما یکه شمای نفست خود را و سخت تر شما در وقت سختی و نرم شادر وقتی نرمی و اما تری شما برای مصالحین ومشغول نشود کارهای غیر مقصور به حوادث ممکنه یی از تعلم گرفتن علم شرعی این امور بدر حبیب متحر نشود وازاندازه هیچ چیز تظلم وتقصیر تجاوز کنند چشمد در شان آن آب ندارد و رهای طاعت باشند شخص که موصوف باین صفاتت عمر بن الخطاب است بعد ازان نزد عمرو آمد و محل سرای خود شد صبحی آمدند کسی وی گفت خلیفه کردن عمر بن خطاب پروردگار چه خوابی گفت که میکلیت می درشتی او رشما مه میکنی ابوبکر گفت مرا بنشانید بعد ازا فرمود مرا از خدا تعالی بیم مید سید نو مید وی هر کیست که درین امر ظلم کرده باشد میکویم بارخدایا خلیفه کردم بریشان اصلح قوی تری شان اور ا برای انجام رو راستین دگر نیکی کفته یامی ترساند میگویم عامل کردانیدم بریشان برتر و معتبر نوازنده تریشان مرا خدا برار د د هست که بیند و نسکه از وی مفارقت کنید صاحب گناه گریندی دگر عمر رض از امر خلافت امتناع نموده گفت طاقت قیام نمودن با بر مردم راندارم ابوبکر د یامین عبد الرحمن خطاب نموده گفت مرا بالا کن و شمشیر مرا حاضر کن عمر گفت یا رسولی الله ص مرا عفونی فرمائی گفت نه بعد ازان امر را مجبور ابقول نمود بعضی هم بیعت کرده اند که عمر گفت با مر خلافت احتیاج ندارم ابو بکر گفت تو محتاج نیستی خلافت بوجود تو محتاج است خلافت را متوجه بخشیدم ترا به خلافت بخشیدم با وجود این ترا از نفس تو بیم میدسم که نفس اماره بالسوء است می ترسانم ترا از مردم زیرا که مردم باندازه ترس و تقوی تو از خدا تعالی می ترسند باید که رضای الله تعالی را بر هوای نفس خود اختیار نمائی ابو عبیده بعد از توجه لشکر بقتال روم که وی امیر لشکر بود مکتوب باین مضمون خدمت ابو بکر ضعی می انه فرستاد که هرقل ضره را غار بی نفاق گویند ۲

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 953. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/953 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/953
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record