Machine transcription
فتوحات اسلامیه جلد ثانی
(۱۶۹)
اولین غزوه سلطان عثمان
آنرا مبایعه نموده وکسی باقی نماند وسلطان مصطفی هنوز نزد والده
خود خواب است وبعد مصطفی آقا نزد مفتی وقائم مقام وزیر روانه و آنها
نیز آمده معیت کردند وبعد اینها نزد سلطان مصطفی پیش از بامداد رفته
وآنرا طلب نمودند وآن هم بیرون شده گفت چه خبر است که باین وقتی
آمده اید اول کسی که بتکلم آغاز نمود شیخ الاسلام اسعد بود که گفت امروجه
سلطنت مختل گشته ودشمنان بر ما مسلط شده و ما از ضایع شدن
مملکت بخلی بترسیم و هرچه مینگریم می بینیم که تو لایق سلطنت نمی باشی سلطان
مصطفی در جواب گفت من همگز از شما سلطنت نخواستم ونه اراده کردم
ونه مصلحت خود را همان می بینیم نفری مذکور گفتند که ما باین سخن اکتفا نمی کنیم
و باید که تو با ما رفته و برادر زاده خود (عثمان) که انرا بر تخت نشانده
ایم معیت کنی سلطان مصطفی (با شهامت) گفت خداوند بآن
مبارک کند من با او مخالفتی ندارم این را گفته ورفته با ان بیعت نمود
نفری مذکور گفتند که اکنون میرویم و تمام وزراء وارکان سلطنت را دعوت
میکنیم و باید تو بر خلع خود شهادت دهی سلطان مصطفی این را نیز قبول
نموده وآنرا رو قاضی عسکر حاضر شده وجهت خلع آنرا باحضار شخص سلطان
مخلوع رسانیده و قائم مقام اسمی صو باش ورقه را که گفته بود
نوشته و در آن او را امر نموده بود که بخصوص عزل سلطان مصطفی و
سلطنت سلطان عثمان در شهر جار کشد واین جار هم زده شد وکسی
نبود که مخالفت کند و این روز چهارشنبه هشتم شهر ربیع الاول سنه یکهزار
و بیست و هفت بود سلطان عثمان از بهترین سلاطین بوده صورت
وسیرت با طبع وخصلت آن بی نظیر بوده ادب وحیا و وعرفان وشجاعت
و سوار کاری آن در هیچ کدام امائل واقران آن وجود نداشت در
ترکی شعر خوب میگفت.
(اولین غزوه سلطان عثمان)
گفتیم که محمد پاشای صدر اعظم بجنگ عجم رفته بود چون از خلع سلطان
مصطفی واقف شد از ان جابرای اینکه از غزل کننده سلطان
مصطفی انتقام بگیرد بدارالسلطنه شتافت وچون بدارالسلطنه
آمده واز حقیقت مسئله واقف شد سکوت نموده و بوقت سلطنت سلطان عثمان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
