BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 639

Page 639

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 639 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد دوم (۴۶) رفتن تا تار با میا فارقین و خطه شام توران شاه بن سلطان صلاح الدین بود که از طرف برادر خود ملک الناصر یوسف نیابت میکرد عساکر حلب بمقابل تتزه قیام نموده ملک المعظم نیز در حالی که برای بیرون شدن می آمد برگر شد و تتزه در دروازه که معروف به باب الر است کمین نموده و از مقدمه لشکر مسلمین مدافعه مینمودند لشکر کاملا از شهر بیرون شدند بعد ازان بیک بار بر لشکر مسلمین هجوم ایشانرا شکست داد کین کرده های تاتار هم بر ایشان ریخته مسلمانان شکست خورده خواستند که واپس بشهر داخل شوند لیکن در حین دخول شهر بسیاری شان کشته وعده کثیر در تنگنای دروازه از کثرت هجوم خفه شدند بعد ازین واقعه تتزه عازم اعز از شدند بطریق امان اورا تصرف شدند در نهم صفر سنه پنجاه و هفت تترابر حلب مستولی شدند باینطور که ہلاکو آنرا با سپاه خود محاصره نموده وانرا فتح کرده نفری زیاد از مسلمانان بقتل رسیده و تتزه بقلعه صعود کرده قتل و تاراج تا یکم عشه جریان و بعد بذریعه منادی که از طرف هلاکو ندای امان مینمود مردم امان یافتند و کسی کو شهر بخوا نامیکه فرمان امان ہلاکو را در دست داشتند نجات نیافت بعد از فتح حلب اکابر حماه به همراه کلید ہای حماه نزد ہلاکو حاضر شده اظهار تسلیم نمودند هلاکو ہم ایشانرا امان داده یکنفر شحنه ( بالکسر کو توال و یا رئیس بلدیه و یا حاکم کبی میدہد و با صلاح امروز قونسل غالی ) با فارسی زبانها انرا بقیه حفظ میکنند با ملک الناصر که بدمشق بود چون از سقوط حلب واقف شد بهمراه عساکر خود در مقام که منصور صاحب حماه نیز با او بود بطرف مصر رفت تتزه به نابلسی مفتزا و را نصر نمودند و بعد دمشق را با سائر بلاد شام الی غزه متصرف در آورده شحنه های خود را در انها مقرر نمودند صاحب حمص به استقبال هلاکو شتافته و هلاکو او را واپس به مملکت آن مقرر نموده بجانب حارم و قلعه حلب رفته حار می ہا بواسطه فخرالدین امتناع ورزیدند و اخیرا قلعه فتح شده قتل و تاراج واسارت فہم از طرف ہلاکوران حاکم فرماندند و باز هلاکو بطرف مشرق جانب میا فارقین شد و بعد از دو سال محاصره انرا فتح نمود صاحب میا فارقین در انوقت الکامل محمد بن المظفر غازی بود که میرنبات ورزیده و بالاخره همراهان آن از جنگ خسته شدند و مغلوب گشته و بدست تتزه بشهادت سید انہا ہم سر او را ببر نیزه کرده در اطراف اکناف گشتانده و بدروازه فرانوس که در دوازه های دمشق است آویزان نمودند و پس ازان که مسلمانان باز درین شهر ملک رویدند سر او را در شهردین که داخل دروازه مذکور است دفن نمودند مکر دمشق را که با مان فتح کرده بودند و انر انهب و تا قتل کردند تبها قلعه گیان که مخالفت یمکرده بودند ذریعه منجنیق ہا انرا متزلزل ساخته انها نیز امان خواست عیم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 639. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/639 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/639
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record