BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 526

Page 526

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 526 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۵۱۳) ذکر بیرون شدن فرنگیان از خندقهای خود عکا بود نقل داد بر مقابل فرنگیان لشکر را بررشته خوب تعبیه نمود اولاد خود را (افضل علی) وظاهر غاری) واظافر) را نزد یک قلب لشکر جایدا د د برادر خود (عادل ابوبکر) را در میمنه لشکر و لشکرهای مصر و ضمیمه های شان بادی مقرر فرمود و در میسره لشکر (عماد الدین) پادشاه سنجار (وتقی الدین) پادشاه مجاز (معز الدین) پادشاه جزیره ابن عمر را با جماعتی از امیران مرتب داشت و از اتفاقات زمان در جبال مرفر سنس عادی سلطان صلاح الدین و برا فرا گرفت بجهته سلطان بموضع بلندی نزد یک لشکر خیمه خوردی منصوب نمودند سلطان در آنخیمه پایین شده بطرف لشکریان نظر میفرمود فرنگیان سمت شرقی جوی (بنعاک) را گرفته رفتند تا برا بر سر جوی رسیدند بعد لشکرهای سلطان و بسیاری ایشان را مشاهده کردند ترس و رعب در دلهای شان جایگیر شد بعد مردم بجانب شیمه با فرنگیان ملاقی شدند سجدی ایشانان را تیر باران کردند که از بسیاری تیر در هوا پیش روی خورشید گرفته شد فرنگیان چون اینحالت را دیدند آنطرف را یلا کرده بجهت غربی جوی مذکور انتقال کردند و مردم جانشیه آنها را لازم گرفته با ایشان مقاتله مینمودند و فرنگیان با هم دیگر جمع گردیده بعضی با بعضی ملزم شدند مقصود جانشین این بود که فرنگیان بالا ی خاله آدرشوند و مسلمانان از انطرف با آنها ملاقی گردد شاید که محاربه هم آمده فیصله شود و مردمان با استراحت شوند فرنگیان از مفارقت خندقهای خود پاشیمان گشتند جایها ی خود را لازم گرفته هیمن جشب را گذرانیدند چون فردا گردید د اپس بطرف مخارقه بخندقهای خود پناه آور شدند و مردم حاشیه در عقبهای شان مقاتله نموده گاهی بشمشیر با و گاه به نیزه با و گاه بتیر زدن آنها را بنهایت عاجز ساختند و هر قدر از فرنگیان کشته میگردید همراه خود بر میداشتند تا اینکه مسلمانان بکشته گان شان خبردار نشوند اگر در دعا وتی سلطان صلاح الدین عارفی نمیکر دید البته امر محاربه فیصله میافت لاکن مادر هر کار خدا وند حکمتهاست و هر امری را خداوند بخواهد شدنی است و هیچکس اراده خدا وندی را رد کرده نمیتواند چون فرنگیان بخندقهای خود رسیدند و بعد از ان ظهورشان بوجود نیامد مسلمانان واپس بخیمهای خود رفتند و از فرنگیان مردم بسیار کشته بودند و در بیست و سوم ماه شوال بود که جمعی از مسلمانان کمین کردند و جمعی دیگر ای مسلمانان بکار زار بفرنگیان برا برش د چهار صد سوار فرنگیان بمقابل شان بیرون گردیدند مسلمانان قدری همراه شان جنگ و گریز نموده فرنگیان بسرسلمانان تیز گردید سنجار شهر یست در عراق الجزیر شهر یست در موصل یمن و غیره هم سنس در درد روده بنعاک نام جوی است مخارقه بشب ماندن در راه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 526. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/526 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/526
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record