BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 466

Page 466

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 466 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۴۵۳) غزوہ سلطان ابو الحسن بفرناندس بودند که بظاهر نصرانیت خود را هویدا میکردند و در باطن خدای را به جمعیت عبادت می نمودند و نماز میخواندند تا اینکه نصاری بر ایشان سخت گرفته بکجا وی میکردند تا اینکه بسیاری از مسلمانان را بآتش بیداد سوختند و ایشان از برو استق کار ضعیف و مانع شدند چه جائیکه از دیگر اسلحه آهنی مسلمانی که در بعض جبال متحصن شده بودند بر نصاری چند بار برخاسته نصاری بر ایشان تغلب نمودند حقتعالی ظاهر نکرد برای شان ناصری تا اینکه در آخر وقت نصاری ایشان را در سنه ۱۰۱۰ بقرار داده بیرون کردند هزار با هزار مسلمانان جانب فاس و هزار با نفر بتلمسان و در بر آن بیرون شدند و تمام شان بطرف تونس حرکت کردند بر بسیاری شان اعراب و خداناقرسان مسلط شده مالهای شانرا در بادیه ها و راه ها گرفتند بیشتر غارت و گرفتن اموال واقع بر کسانی شد که طرف فاس و تلمسان رفتند و کسانی که به تونس رفتند اکثر شان سلامت ماندند بچین جماعت که از اندلس برآمدند بسیاری موضع های ویران را که آنجا رفته آباد نمودند بعضی از ایشان جماعت که بسلاطین بو و بحر از سلطان مغرب از ایشان عسکر بحری را استخدام نمود و جماعتی از ایشان به قسطنطنیه عظمی و بطرف مصر و شام و غیره رفتند زیرا که ایشان عدد کثیری بودند که شماره شان را غیر از خدا کسی نمیدانست والله وارث الارض وَمَنْ عَلَيْهَا وَهُوَ خَيْرُ الوارثین در نفح الطیب گفته که سلطانی که غرناطه از وی گرفته شد آخر سلاطین بنی الاحمر که منقرض شد بانقراض دولت او مملکت اسلام در اندلس و محو گردید رسوم ستلاست آن سلطان ابوعبدالله محمد بن سلطان ابی الحسن ابن سلطان سعد ابن امیر علی بن سلطان یوسف بن سلطان غنی بالله محمد که واسطه عقد ایشان و مشیر مبانی شان بود و سلطان دولت شان در حقیقت ابن سلطان ابی الحجاج یوسف بن سلطان اسماعیل بن الرئيس ابی سعید فرج بن اسماعیل بن نصر بن قیس الانصاری خزرجی رحمهم الله جمیعاً در وقت سلطان مذکور بسوی مدینه فاس با اهل و اولاد خود عدر کنان آنچه از وی گذشته و افسوس کنان با آنچه از وی ماند در فاس قصراً بنا کردند در نفح الطیب گفته زریه شان در فاس تا حال که سنه ۱۰۳۷ یکهزار و سی و هفت است موجودند که مال های فقرا رو مساکین را می گیرند از جمله مساکین بشمار میروند ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظیم این خلاصه واقعه اندلس بکمال اختصار بود حالاً باز میگردیم بسوی اتمام کلام بر آنچه در دیار شام و غیره واقع گردیده ابتداء بذکر حرب سلیم نمودیم حاشیه: علاوه بر این شهر هیبت پذیر معظم از بیخ تا بآسمان یکشید باه است # معجم البلدان به سند ثبوت ماضی مضطرب که مسلمانان یکهزار و یکصد بیست و سهر آباد نجا نیست # معجم البلدان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 466. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/466 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/466
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record