Machine transcription
فتوحات اسلامی (۴۵۱) غزوه سلطان بو الحسن بطرف اندلس
مردمان میگفتند سلطان بدربار خود بازگشته یقین ظهور امر خدا و از انجاز وعده در جمع
کردن فتح و نصرت مبین دو علو دین را مد نظر داشت والله متم نوره ولو کره الکافرون
بعد از ان بوالحسن شورش کنان مغرب بغوریدند فتنه های بسیار متوالی شد تا اینکه در
سنه ۷۵۲ هفتصد و پنجاه فوت گردید بعد از وی ابو عثمان پسر وی والی گردید پس از وی برادر او
او نفته ها بسیار واقع گردید اما سلطان اندلس ابو لحجاج ابن الاحمر در نماز عید فطر رسود کشته دست
بروی بضرب نیزه هلاک گردانید بعد از وی محمد الغنی بالله ابن وی والی گردید در سنه ۷۵
بعد در سنه شصت خلع گردید و در سنه شصت و سه پس والی شد کلام درینجا طول است
حاجت بذکر آن نیست در پادشاهی خود مقربلوز تا اینکه در سنه ۷۹۳ وفات شد در حالیکه
ملک و سلطنت وی قوی شده بود بعد عودت سلطنت او سنه ۷۶۳ تا اینکه پادشاه مغرب
و سلطان بنی مرین سخناً مردی گردیده بودند در همین سال در اندلس فتنه ها بین نصاری ها
واقع شد سبب این بود که پیش ملک نصاری در سنه هفتصد و پنجاه و یک پلاک ابن
لویلره والی گردید فتنه ها و جنگ ها بین برادران او برانگیخت ابن الاحمر فرصت یافته جیش
مسلمانانرا برای جهاد جمع آوری نموده با ایشان بزمین نصرانیه داخل گردید قشلاق و شهرهای
شان را خراب نمود بعد از ان بسوی غرناطه بازگشت آن در سنه ۷۶۳ بود مسلمانان
خواهش نمودند که جزیره الخضرا را بمسلمانان زحمت داده شود ابن احمر همراه ملک مراکش
وفاس مراسله نمود سلطان درین وقت سلطان عبد العزیز پسر سلطان ابی الحسن بود
چنان اتفاق نمودند که ابن احمر همراه لشکریان خود بر دشمنان مقابله نمایند و سلطان آنرا
بمال و کشتی ها مدد برساند زیرا که جمع کردن لشکر بر سلطان دشوار بود جته فتنه ها که با
او بود سلطان مغرب بجهازهای خود مشغول شده آباد نموده با مال بسیار روان کرد
و ابن الاحمر با لشکریان حمله را پیش برد و آلات حصار داری را آماده کرد نصاری بهلاک
خود جته دور بودن شان از کمک یقین کردند و از مدد ملک خود مایوس شدند
دست بدامن ابن الاحمر انداخته فرود آمدن را بحکم مصالحه تقاضا کردند سلطان ابن الاحمر
اجابت نمود از شهر نزول کردند شعائر و مراسم اسلام در آن شهر بیا گردید کلمه کفر و معالم
آن محو شد و آن در سنه ۷۷۰ بود ابن احمر از طرف خود بر آنجا والی مقرر نمود جته زیر تصرف
بود تا اینکه رایش قرار گرفت که آنرا از ترس استیلای نصاری منهدم سازد و در سنه هفتصد
هشت آنرا خراب کرد بیابان گردید گویا هیچ نبود بقا برای ذات خداوند جل جلاله تنهاست
غنی با لله محمد بن ابی لحجاج یوسف بن الاحمر در سنه ۷۹۳ فوت شد پسر وی یوسف والی
گردید فتنه ها متوالی شد در سنه ۸۱۴ فرنگیان برتگال مدینه سبته را در کشتی های بسیاری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
