BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 392

Page 392

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 392 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

(۳۷۹) فتوحات اسلامی غزوه محمد بن ابی عامر کردن سرایا و قصور او مهیا کرد اسباب زراعت او فرنگیها را چنان نشان داد که در ان شهر اقامت میکنند و پراکنده کرد لشکر را که قتل و غارت کند چون از لشکر اسلام بستوه آمدند عرض صلح کردند که بی غنایم و بی اسیران بروند و کسی غرضدار نشود منصور قبول نکرد گفت من نمیروم در یمانه است میگفتند از بسکه بستوه آمدند گفتند غنایم و اسیرانرا با خود ببر و برو گفت من پائین نمی آیم که غنایم را ببرم و بروم اخر الامر رضی شدند که سرانشان را حمل و بارکش بهمند و بشر طیکه بروند پس فرنگ بر حیوانات خود غنایم و اموال را با کرد و توشه برداشتند و جیفه های مردگان را بد و شرع نگرفته از راه دور کردند ایشان را از شهر تا باسلام رسانیده اند. حکایه عجیبه از حکایات منصور بن ابی عامر لا و از اخبار منصور اینست که وقتی قدوم آورد بروی رسول ملک روم که بزرگ پادشاهان روم بود و قصد ملک از ارسال این بود که گوائیف اہل اسلام را معلوم نماید پیش از آنکه رسول بحضور حاکم اند است پس امر کرد که در محاذی قصر او بکنار برکه بزرگی در میان بستان مزرعه را نیلو فر بکارند و امر کرد که بقدر این مزرعه چهار قطار قطعاتی از طلا و نقره بسازند بعد از ان فرمود تا پر کنند آن نیلو فر را از آن طلا و نقره همچنان کردند چون رسول ملک روم قدوم آورد حاضر کردند او را پیش از فجر در بارگاه ملک که سمی بود بزاہرہ چون قریب طلوع فجر شد ہزار غلام که قباهای طلا و نقره کار پوشیده بودند در میان شان کمربند طلا و نقره بسته بود بدست بعضی طشت طلا و بدست بعضی طشت نقره آمدند چون رسول اینها را دید تعجب نمود از حسن صورت و خوبی سیرت شان ۔ اما ندانست که مقصود از یشان چیست چون آفتاب طلوع کرد ظاهر شد نیلو فر از آب پس شتابی کردند برآ چیدن طلا و نقره از نیلوفر چنانچه میوه را از درخت میچینند تا اینکه همگی طلا و نقره را چیده بحضور ملک آورد و توده کرد ند پس تعجب کرد رسول ملک روم از دیدن این امر بزرگ مقرر آنرا و گمان کرد که این طلا و نقره با میوه این درخت است و طلب کرد صلح را از مسلمانان و به سرعت بازگشت سوی ملک روم و گفت که هرگز دشمنی مکن باین قوم مسلمان زیرا که من دیدم که زمین خدمت یمها را میکند و گنجها را بایشان میدهد و این حیله عظمی بود جهته شوکت اسلام و منصور بن ابی عامر از نشانها دین بود در نصره اسلام ذکر غزوه دیگر از غزوات او سبب این غزوه این بود که روزی طلاقی شد منصور را زنی و گفت ای منصور بشنو عرض مرا فقط مقدار صدف بود ١٤

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 392. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/392 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/392
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record