Machine transcription
فتوحات اسلامی (۳۶۷) استیلا فرنگیها بجزیره صقلیه
فرنگیان لشکر تهیه نموده قصد قلعه قلیبیه که قلعه بس عظیم و محکم بود تصمیم کرده متوجه بمقوب
شدند هرگاه بقرپ قلعه رسیدند خلقی بیاد از عرب جمع گردیده با فرنگیان مقاتله ورزیدن
تاکه فرنگیان را شکست داده اکثری شان را مقتول ساخته بقیه شان بکام بمهدیه
مراجعت کردند ثانیاً فرنگیان ببندر مهم اسلام را که صقلیه باشد متصرف شدند در فتح
و غارت ممالک افریقیه بروی شان گشاده شد که تا هیکه الجزایر و مالطیه و جربه و
تلاوت و غیر آنها از طرابلس غرب تاتونس و قیروان متصرف شدند در این وقایع
تلسله تا سنه چهر صد و چهل و سه امتداد یافت و در سنه چهارصد و چهل و چهار در بین
پادشاه صقلیه و پادشاه قسطنطنیه مناقصیته و ضدیت پیدا شده واقع شد در بین
ایشان جنگهای بیحا تا اینکه بواسطه دشمنی همدیگر از امر مسلمانان بازماندند واگر
همچنین نمیشد با لک میشد پادشاه صقلیه جمیع شهرهای افریقیه را و جنگهای شات
حمیشه جاری بود در بیابان و یا غلبه همیشه از برای ملک صقلیه بود تا انیکه دحل
شد ملک صقلیه و بنه شمار او گرفت خط کشتی را از قسطنطنیه و اسیر کرد بسیاری
از نصاری روم تا انیکه انداخت فرنگترا مینمای قصر یک ای به تیرا انچه با مسلمانان
دروم کارزار میکرد جرجی نام وزیر پادشاه صقلیه بود بعد از ان هلاک شد جرجی
چون صاحب صقلیه دیگر چنین شخصی کاری نیافت همراه ملک قسطنطنیه مدح صلح
نموده فتنه ارام شد دور سال چصد و چهل و هشت رجار نام ملک صقلیه که عمر اور نزدیک
بهشتاد سال بود هلاک شد بعد از ان پسر آن غلام نام پادشاه شد وی شخصی
بی تدبیر بود که رفتار میکرد طریقه پادشاهان اسلام را چون مقرر کردن زبان ملا
و کشیدن اسپان یدک و غیر آن و جاداد در صقلیه فرنگ را همراه مسلمانان ملانا
اکرام کرده تقرب میداد تا بیرون شد از حکم آن چند قلعه صقلیه در میار خروج
با افریقیه و در سال چصد و پنجاه و یک طبع مردم دران قوی شد از اطاعت او جزیره
جریه و قرقنه بیرون شد و ظاهر کردند خلاف را از اهل افریقیه و سفاقس بنام
پدر آن چون تصرف کرده بود این شهر سفاقس را والی گرد هیده بود برین ابوالحسین
عریانی را که آن از علما صالح بود و آن اظهار عجز و پیری کرده گفته بود که عمرا
پسر مرا والی گردان که جوان رای است پس پسر او را عامل کرده بود و خود ابوالحسین
به نزد خود کرد نگاه داشته بود در صقلیه چون ابوالحسین قصد رفتن صقلیه کرد بود
به آپر خود تر گفته بود که من کلان سالمه واجلم نزدیک است پسر هروقت که فرصت
یافتی بر دشمن دین خلاف کردن و دریغ مدار و مترس کشتن مرا و مرا مرده فرض کن پس چون
تلاوت شهرت از طرابلس غرب
جربین شهر کلان در دریاست
یصیر در صقلیه پسر رجار کودم
چصد و نوق پادشاه شد و در
در ایام محله او به یعقوب و عبد المومن
حریه جزیره ایست در مغرب
از اعمال افریقا نزدیک بسف
آمن سه حص دارد یکی انرا جزیده
میگویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
