Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۵۸)
فتح ایالت سلانیک بدست شمانا
متصرف شد و کسانیکه از اهل شرک در شهر بودند در برجی از برجهای شهر پناه برده تحصن نمودند
سلطان پس از مقاتله شان امر فرمود که هیزم بسیار جمع آورده در گرد اگرد برج انداخته
برج را همراه اهالی آن بسوزانند هرگاه برج با اهالی خود سوخت سلطان بلشکرگاه خود
آمده مسلمانان بغارت کردن شهر اشتغال نموده مال بسیاری که از شمار بیرون
بود بدست آوردند چون شب آمد باد شدیدی وزیدن گرفته بقیه آتش برج را بدیگر خانهم
شهر نقل داده تمامی شهر را سوختانید بعد سلطان قلعه که در کناجیه شهر واقع شده بود
انرا نیز تا لک شده بقصد فرشلی و آتی را نمود در بین راه نزدیک آنها دو قصبه دیگر
که دستل و رده، و ثوره نام داشتند واقع بود سلطان عزم نمود که اولاً تسخیر این دوقصبه
کرده بعد اراده آتی را نماید چون بقرب آن دوضع رسیدند اهل آن باستقبال برامده
اظهار انقیاد و اطاعت را نمودند پس از تعمیر مساجد و تخریب بیعه ها عزیمت آتی انمودند
و این مدینه بسی محکم بود و اهل بسیاری داشت و بیعه ها آن تخمیناً سیصد بود و سه
طرف آن انهاراس و طرف دیگر آن جوی بسیارعمیق شد بدالجریان بود که هر قدر
سنگهای کلان در ان انداخته میشد استاد نداشت دراه قلعه از خندق که دیواری
سنگی بلندی داشت بود چون مسلمانان پس از محاصره از فتح آن مایوس شدند
سلطان برجی از چوب ساخته و آن را پر از مردان دلیر نمود اهل شهر را از سر دیوار
شهر بضرب منجنیق و تیر کمان دور کرده مسلمانان خود ها را بدیوار شهر رسانده پایسورام
دیوار را داشتند که بلطف و مرحمت حق جل و علا قطعه کلانی بدوزان سبب اندیو احمد گوتی
مسلمانان داخل شهر شده اکثر یه اهالی را بقتل رساندند بحدیکه بسبب بسیاری
مقتولین امکان سکونت نداشت چون خبر فتح باطراف سید مسلمانان اسرر
زیادرخ داد بعد سلطان مکتوبی بدارالخلافه بغداد فرستاده خلیفه را از فتح مطلع
ساخت چون خبر به سمع خلیفه رسید اور اثنا گفته در حق وی دعا خیر نمود سپس
سلطان اسیریان لشکری جرار به آنجا مرتب ساخته خود بآن بوطن خود مراجعت
نمود درین اثناء ملک گرجستان خطی بسلطان فرستاد طلب صلح را نمود سلطان
صلح را بدادن جزیه سالیانه قبولدار شد در سنه چهارصد و شصت و دو پادشاه
روم با جمعی کثیری از قسطنطنیه بقصد شام بیرون شده بمدینه منبج نزول نموده
شهر را غارت نمود و اهالی شهر را کشت و جمعاً عربان شکست خوردند پادشاه
روم از شدت گرسنگی طاقت اقامت نیاورده رحلت نموده به شهر های خود مراجعت
نمود.
حاشیه:
واس خطبه است
از دنیا هزین ۱۲
علی سلورد قصه بیست در
لرغنج محال
لرنج قصبه ایست در
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
